تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - نقدی بر سریال « پایتخت 3 » ساخته سیروس مقدم
تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393 | ساعت 19 و 34 دقیقه و 39 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

غرور ملی در پایتخت سه به تصویر کشیده شد


امیر افشارفتوحی

سرآمد رکوردداران سریال‌های نوروزی در 12سال اخیر با 6 اثر ماندگار سیروس مقدم است، کارگردان پرکار تلویزیون که بیشترین سهم را در ساخت سریال به مناسبت نوروز داشته  و پس از سریال هایی چون پیامک از دیار باقی(1387- شبکه یک)، چاردیواری(1389- شبکه یک)، چک برگشتی(1390- شبکه یک)، پایتخت1(شبکه یک)، پایتخت2(1392- شبکه یک) ، بانویی دیگر(1383- شبکه تهران)  در نهایت با سریال پایتخت3 که در نوروز 93 از شبکه یک سیما پخش شد رکورد خود را به 7 اثر افزایش داد ، تا همچنان پیشتاز باشد . علاوه بر این همانگونه که در آمار می بینیم مقدم از معدود کارگردان‌هایی است که توانسته یکی از سریال‌هایش به نام « پایتخت » را در سه فصل ادامه بدهد که دو قسمت قبلی آن بر اساس شواهد و قرائن همچنان به لحاظ مخاطب در صدر جدول  قرار دارد .


قسمت اول پایتخت را ندیدم و متاسفانه با قسمت دوم آن ارتباط خوبی برقرار نکردم ، چرا که برخلاف انتظار ، با توجه به این که محور اصلی قصه پایتخت در فصل دومش ، حمل گنبدی از مازندران به قشم است و قرار بود همین موضوع کنش اصلی ساختمان فیلمنامه آن باشد تا مخاطب مذهبی و اهل دل را با خود همراه سازد به گمانم دستخوش حوادثی دیگر و تحت الشعاع داستانک های قصه قرار گرفت و الکن ماند . اما چیزی که بیش از همه در جذب مخاطب به این سریال کمک کرده و می کند ، به تصویر کشیدن اجتماع کوچک خانواده با همه فرهنگ و رسوم ایرانی است که تاحدودی از اذهان پاک شده و به فراموشی گراییده است و این مهم ذهن مخاطبی که دلتنگ ریشه هایش است را وادار به همذات پنداری و همراهی با سریال می کند . به تصویر کشیده شدن اوج احساس عروس به پدر شوهر و دلبستگی و نگرانی پسر ارشد به پدر و تلاش برای نجات او را در فصل دوم این سریال در ذهن خود مرور کنید ، ری اکشن پسر و عروس  در سکانسی که بابا پنجعلی در خودروی ونی که خلاص شده و در حال سقوط به دره می باشد  ، فراموش نشدنی است . شاید از این صحنه ها در قسمت دوم پایتخت که نوروز سال گذشته پخش شد زیاد دیدیم ؛ اما لجامگسیختگی ای در طراحی قصه و حوادث آن به چشم آمد که شیرازه فیلمنامه را با ضعف چشمگیری مواجه ساخته بود ، ضعفی  که در فصل سوم این سریال که نوروز امسال از شبکه اول سیما پخش شد کمتر شاهد بودیم .

به ندرت دیده شده سه گانه کارگردانی هرچه جلو می رود خوب از آب در آید و معمولا همان قسمت اول مورد توجه بیشتر قرار می گیرد ؛ اما سیروس مقدم در اولین تجربه سه گانه تلویزیونی خود و همچنین رسانه ملی ،  نشان داد که در فصل سوم پایتخت همه عوامل از پختگی خاصی بهره برده اند .

از منظر فیلمنامه نسبت به پایتخت دو ، در این سری از سریال با توجه به داستانکهای متعددی که برای پیشبرد قصه اصلی طراحی شده ، با نوشته ای منسجم تر روبرو هستیم که در آن احساسات مخاطب بیشتر مورد توجه قرار گرفته و خالق این اثر تا حدی به این احساسات توجه می کند ، که در قسمت آخر این فصل ، گویی در قصه کم آورده و از کشتی به عنوان ورزش ملی کشورمان در به غلیان درآوردن احساسات مخاطب بهره می گیرد و صحنه های غرورآفرینی خلق می کند که مخاطب ، پایتخت سه را فراموش و به امید قهرمانی ایران در مسابقات جهانی کشتی نفسش به شماره می افتد .

این که داستان ، گویش و رفتار این خانواده تا چه اندازه با فرهنگ مازندران تطابق دارد که مورد اعتراض یکی از نمایندگان مجلس قرارگرفته ، نمی دانم ؛ ولی چیزی که مهم است در پایتخت سه ، نکاتی از جمله انسجام خانواده ، احترام به بزرگتر ، وحدت فامیلی و احساس مسؤولیت در حل مشکلات یکدیگر ، عشق به خانواده و همسر ، آشناسازی مخاطب با محیط زیست و مطرح کردن یوزپلنگ ایرانی  و در نهایت غرور ملی ، مورد توجه قرار گرفته که می تواند ، اگر ضعفی در به تصویر کشیدن فرهنگ مردم شریف مازندران دارد را بپوشاند .

شخصیت پردازی در فیلمنامه پایتخت سه در بستر قصه ای با ساختاری مستند گونه ، که تصویربرداری امیر معقولی در انتقال این حس کمک شایسته ای به کارگردان کرده است ، قابل دفاع بوده و بازیگران ، کاراکترها را بخوبی ایفا می کنند . کاراکترهایی که هر کدام به لحاظ جامعه شناختی و روانشناسی قابل بررسی و مابه ازای بیرونی دارند . باباپنجعلی ، با این که دو سال مسن تر نشان داده شده و از بیماری فراموشی و توهم رنج می برد همچنان به عنوان لیدر خانواده ، باعث انسجام خانواده سنتی خود است . وبا توجه به این که کاراکتر اکتیوی نیست ، اما در اکثر سکانس ها تاثیر خود را می گذارد و خمسه بخوبی اوج این تاثیر گذاری را در سکانسی که نقی در تشک کشتی در مقابل کشتی گیر روس قرار دارد و باباپنجعلی به روی تشک می آید تا زیر یک خم حریف پسرش را بگیرد به نمایش می گذارد .

نقی پیچیده ترین شخصیت این سریال است که قرار است جا پای پدر بگذارد و به سبب بیکاری و شکست های متعدد ، سرخورده و افسرده شده و حس شکسته شدن غرور مردانه اش او را حساس ، گوشه گیر و حسود کرده است . کاراکتری که زیربار بی کاری و بی پولی له شده و تلاش می کند خود را به خانواده اش ثابت کند و اطرافیان نیز به او در این مهم کمک می کنند . نقی شخصیتی چند بعدی است ، که حتما تنابنده براساس توانایی خود در بازیگری ، آن را در فیلمنامه پرداخته و قوام بخشیده است .

ریما رامین فر در ایفای نقش همسری سخت کوش و صبور و علاقه مند به همسر و خانواده در ارائه احساساتی که همذات پنداری مخاطب را برمی انگیزد ، خوب عمل می کند .

اضافه شدن شخصیت بهبود فریبا به عنوان داماد به این خانواده در فصل دوم پایتخت که در پنج قسمت حضور داشت ، با بازی تحسین برانگیز مهران احمدی ، دست اندرکاران این سریال را برآن داشت تا در فصل سوم به عنوان یکی از کاراکترهای اصلی روی آن حساب کنند . شخصیت پردازی بهبود در این فصل از سریال قوام بیشتری دارد و احمدی نیز با آزمون وخطایی که در سری قبلی سریال انجام داده ، در این سری شخصیتی پخته ای را به نمایش می گذارد و در واقع او با چشمانی لوچ ( که ظاهرا تخصص این بازیگر بوده ، کما این که در سریال « آوای باران » نیز از این تخصص به خوبی بهره برده است ) و پشت تیرخورده و لهجه مازندرانی کاراکتری خاص را به مخاطب معرفی می کند و کل کل های او با نقی در این قسمت شخصیت ارسطو را تحت الشعاع قرار داده و چشم ها را به سمت بازی مهران احمدی می برد ، بازی ای که بدون اغراق می توان گفت او را ستاره بازیگری در جمع بازیگران سریال های نوروزی امسال کرده است .

شاید اگر زمان بیشتری برای نگارش فیلمنامه صرف می شد و گروه تولید زمان استانداردی را در اختیار داشتند ؛ انتظار از سیروس مقدم به عنوان آقای سریال تلویزیون ایران بیش از این ها بود و اگر زمان پخش آن با دید و بازدید های نوروزی تقارن نداشت ، حتما با نگاهی متفاوت تر به آن می نگریستیم .

 

 

 

 





طبقه بندی: نقد ، یادداشت ، تحلیل،
برچسب ها: عصرهنر، امیرافشارفتوخی، سیروس مقدم، الهام غفوری، محسن تنابنده، مهران احمدی، ریمارامین فر،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات