تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گفت و گو با مونا انوری زاده ( فیلمنامه نویس )
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | ساعت 14 و 12 دقیقه و 40 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

گفت و گو : بهناز وفایی وحدت

 مونا انوری‌زاده متولد 1362در تهران فارغ ‌التحصیل كارشناسی سینما با گرایش فیلمنامه‌نویسی از دانشكده سینما- تئاتر دانشگاه هنردرسال1384وفارغ ‌التحصیل كارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشكده سینما- تئاتر دانشگاه هنردرسال 1387 است .

آثاری که در کارنامه وی می باشد عبارتند از :


- نویسنده فیلمنامه تله‌فیلم "یك اسم". تهیه‌كننده: محمد داوودی. كارگردان: بیژن میرباقری. 1389

 -  نویسنده فیلمنامه تله‌فیلم "پیش خواهد آمد". تهیه‌كننده: پژمان لشكری‌پور. كارگردان: بهروز شعیبی. 1389

-  نویسنده فیلمنامه تله‌فیلم "جایی برای بودن". تهیه‌كننده: پژمان لشكری‌پور. كارگردان: بهروز شعیبی. 1390

 -  نویسنده طرح فیلمنامه تله‌فیلم "سرزمین بارانی". تهیه‌كننده: پژمان لشكری‌پور. كارگردان: جواد مزدآبادی. 1392

- طرح سریال "ستایش" . تهیه‌كننده: آرمان‌ زرین‌كوب (مؤسسه فرهنگی هنری لوح زرین). كارگردان: سعید سلطانی. 1388

- فیلمنامه سریال "همه بچه‌های من". تهیه‌كننده و كارگردان: مرضیه برومند. عضو گروه نویسندگان به سرپرستی راضیه برومند. 1388

- برگزیده سوم، برندة دیپلم افتخار و جایزه نقدی در بخش قلم طلایی یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، دفاع مقدس و انقلاب برای فیلمنامة سینمایی " خاطرات خط‌خطی یك دختر". 1389

- برگزیده سوم، برندة دیپلم افتخار و جایزه نقدی در بخش قلم طلایی یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، دفاع مقدس و انقلاب برای فیلمنامة سینما- ویدیویی " و ناگهان...آیه!". 1389

 

 


چرا هر وقت فیلمی مورد توجه قرار نمی گیرد می گویند فیلمنامه اش ضعیف است ؟

شاید به این دلیل كه در اكثر مواقع در كشور ما  نقد فیلم از مرحله بررسی "محتوایی" فیلمنامه بالاتر نمی‌رود! قصد فرافكنی یا توجیه ندارم و انكار هم نمی‌كنم كه در زمینه فیلمنامه‌نویسی ضعف و كاستی‌هایی وجود دارد اما منصف باشیم وقتی فیلمنامه خوبی هم نوشته می‌شود و شما در حال انتخاب بازیگر هستید برای هر نقش چند كاندید توانمند دارید؟ آیا برای تولید یك فیلمنامه خوب، فرصت و بودجه كافی دارید؟ با این اوصاف آیا ضعف تلویزیون و سینمای ما فقط ضعف در فیلمنامه است؟

به نظرم فیلمنامه دیوار كوتاه عرصه سینما و تلویزیون است! شما فیلم را روی پرده سینما و یا در صفحه تلویزیون خانه‌تان می‌بینید و از آنچه روی كاغذ بوده و مورد توافق قرار گرفته، خبر ندارید ... نمی‌دانید كه احتمالاً به دلیل كمبود زمان تولید یا بودجه، یا ممیزی و یا هزار عامل ریز و درشت دیگر چه بلایی بر سر متن اصلی آمده است فقط نگاه می‌كنید و به نظرتان می‌آید كه اشكالات عمده‌ای وجود دارد و حتی در دلتان می‌گویید چطور ممكن است نویسنده این را نفهمیده باشد؟ واقعاً برایش متأسفم! متأسف باشید اما نه برای فیلمنامه‌نویس چون او هم به همة آنچه كه غیرمنطقی و خنده‌دار و تصادفی به نظر می‌رسد فكر كرده اما او در نهایت دخل و تصرفی در محصول خروجی ندارد و بسیاری وقت‌ها مجبور شده از منطق قصه‌اش بگذرد، زیرا به دلایل مختلف امكان پرداخت به متن او وجود نداشته است و البته چون هیچ‌كس به متن اصلی دسترسی ندارد آسان است كه همة عوامل از مدیر مربوطه گرفته تا تهیه‌كننده و كارگردان تا عوامل صحنه شانه بالا بیندازند كه فیلمنامه خوب نبود! سؤال من این است كه اگر فیلمنامه خوب نبود چرا از ابتدا گردن به تولید آن نهادید؟

فکر می کنید بودجه هم در ضعف فیلمنامه دخیل است ؟

حتماً‌ هست! چطور ممكن است كه نباشد؟ پایین‌ترین‌ میزان دستمزد و كوتاه‌ترین زمان در اختیار فیلمنامه‌نویس است و توقع خلق شاهكار هم می‌رود. فیلمنامه‌نویس در مواقع بسیاری فقط به این فكر است كه یك كار را تمام كند و به سرعت سراغ كار بعدی برود تا زندگی‌اش را تأمین كند! از سوی دیگر تكرار مداوم پژواك این جمله در ذهن فیلمنامه‌نویس كه فیلمنامه را "تولیدی" بنویس سدی بر سر راه خلاقیت نویسنده است. شما مدام حین نوشتن به لوكیشن‌ها و بازیگر‌ها و زمان تولید فكر می‌كنید چرا كه محدودیت‌های تهیه‌كننده و بخش تولید را می‌شناسید و باید درك كنید! كه اگر درك نكنید در نهایت اثرتان ابتر خواهد شد بنابراین سعی می‌كنید پیش از آنكه سر صحنه سكانس‌های شما را قلع و قمع كنند تا به جای اینكه تولید را به فیلمنامه نزدیك كنند فیلمنامه را با تولید همخوان كنند، خودتان این كار را بكنید... بنابراین ضعف در آثار نمایشی ما به دلیل وجود یك چرخة معیوب است! و كوبیدن بر طبل كلیشه‌ای "ضعف فیلمنامه" پاك كردن صورت مسئله است ... اینكه ما با وجود آگاهی از نیازهای خود از قبیل مناسبت‌ها و یا باكس‌های تعریف‌شده برای سریال‌ و تله‌فیلم، تصمیم‌گیری را همواره به آخرین لحظات موكول می‌‌‌كنیم و این امر منجر به شتابزدگی در امر نگارش شده و فرصت تحقیق و بازنویسی را كاهش می‌دهد و در نهایت به افت شدید كیفی فیلمنامه می‌انجامد ضعف فیلمنامه‌نویسی نیست ضعف مدیریت است.

ممیزی در این میان چه نقشی دارد ؟ 

ممیزی اگر تعریف شده باشد آزاردهنده و مشكل‌ساز نیست. مشكل وجود خطوط قرمز كاذب و ناشناخته است كه فرد به فرد تغییر می‌كند! مشكل این است كه سفارش دهنده یا مدیر می‌خواهد راه را برای هر تفسیر شخصی از اثر ببندد و این در نهایت متن را به اثری كلیشه‌ای و خنثی تبدیل می‌كند.

 به نظر شما نگاه تخصصی به فیلمنامه جای خود را به نگاه سلیقه ای داده است ؟ اگر این گونه باشد تغییر مدیریت ها هم خود مزید بر علت می شود ؟

متأسفانه اینطور هست كه بسیار اوقات سلیقه جایگزین بحث تخصصی می‌شود... به همین دلیل است كه بارها و بارها رفت و آمد و حضور در شوراهای مختلف یك اثر را ارتقای كیفی نمی‌دهد! چون در نهایت شما با تحلیلی كارشناسی و منطقی از اثرتان روبرو نمی‌شوید فقط با میل شخصی و دوست داشتن یا دوست نداشتن‌ها مواجهید كه شما را به عنوان یك فیلمنامه‌نویس مجاب نمی‌كند و الهام‌بخش و یاری‌رسان نیست...

تغییر مدیریت البته هم می‌تواند نعمت باشد هم آفت! بستگی به مدیری كه تغییر می‌كند دارد ... آثاری بوده‌اند كه با تغییر یك مدیر نابود شده‌اند و بالعكس آثار پشت در مانده‌ای هم بوده‌اند كه با تغییر مدیر، خلق شده و اتفاقاً آبرومند و اسباب افتخار شده‌اند...

چرا برخی از فیلمنامه ها که واقعا پتانسیلی برای یک داستان خوب و قابل تامل ندارند تولید می شوند و در برخی دیگر که قصه خوبی دارند ، ضعف در پرداخت فیلمنامه آزاردهنده می شود ؟

به نظرم این را باید از آنهایی كه فیلمنامه‌ای ضعیف تولید كرده‌اند بپرسید! این سؤال برای خود من بارها و بارها در مواجهه با یك متن ضعیف تصویب یا تولید شده پیش آمده، كه اگر من این متن را نوشته بودم در جا رد شده بود! و چطور است كه گاهی دوستان مو را از ماست بیرون می‌كشند اما در مواجهه با بسیاری از آثار گویا متن از هیچ فیلتر كارشناسی رد نشده است.

 اما ضعف در پرداخت دلایل متعددی دارد؛ می‌تواند به دلیل نقص پژوهش یا كمبود وقت باشد یا عدم توانایی كافی نویسنده در پردازش ... فیلمنامه‌نویس لزوماً در همة‌ بخش‌ها به یك اندازه توانمند نیست یكی قصه پرداز بهتری است یكی دیالوگ‌نویس بهتری و یكی هم فقط ایده‌های درخشانی دارد ... ضعف در پرداخت را می‌توان با افزایش طول زمان نگارش، و اختصاص بودجة بیشتر برای متن كه منجر به استفاده از حضور چند فیلمنامه‌نویس برای نگارش یك متن می‌شود برطرف كرد. حضور مشاوران صاحب‌نظر و آشنا به رسانه می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد كه باز همان بحران كمبود وقت و بودجه سبب حذف حضور این دوستان می‌شود.

در کشورهایی که صاحب صنعت سینما هستند ، این امری رایج است که فیلمنامه نویس از منابع ادبی بومی خود و سایر ملل ارتزاق کند ، چرا در کشور ما عملا این اتفاق نمی  افتد ؟

بخشی به خاطر تنبلی ما در مطالعه است! تعارف هم ندارد... كم می‌خوانیم! كمتر از آن حدی كه به‌عنوان فیلمنامه‌نویس نیاز است كه بخوانیم ... بخشی دیگر به دلیل تجربه‌های تلخی است كه گاه به گاه هر كداممان در این زمینه كسب كرده‌ایم ... اثری كه نویسنده‌اش حاضر به واگذاری آن جهت اقتباس نیست و یا تهیه‌كننده حاضر به پرداخت هزینه‌های خرید رایت یك اثر مكتوب جهت اقتباس نیست (باز همان بحث كمبود كذایی بودجه نگارش!)  و البته عدم اعتماد از سوی نویسندگان متون به فیلمنامه‌نویسان ... بسیاری اوقات نویسندگان قائل به تفاوت‌های مدیوم نیستند! و از اینكه متن‌شان مورد دخل و تصرف قرار می‌گیرد تا تبدیل به اثری نمایشی و تصویری شود ناراضی‌اند ... تمام این كش و قوس‌ها در نهایت شما را به عنوان یك فیلمنامه‌نویس از رفتن به سمت كار اقتباسی مخصوصاً از نوع بومی و وطنی با وجود تمام دردسر‌هایش، منع می‌كند. شما به‌عنوان فیلمنامه‌نویس به‌قدر كافی نگران خراب شدن متن خودتان هستید حالا اینكه بخواهید پاسخگوی یك‌نفر دیگر هم باشید كه چرا اثرش به دست شما نابود شده است بار روانی مضاعفی است بنابراین ترجیح می‌دهد به ذهن خودتان متكی باشید كه لزوماً اتفاق خوبی نیست...




طبقه بندی: گفت و گو،
برچسب ها: عصرهنر، موناانوری زاده، فیلمنامه نویس،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات