تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش تله فیلم « آقا مدیر »
تاریخ : جمعه 14 تیر 1392 | ساعت 16 و 12 دقیقه و 06 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

«آقا مدیر» عید فطر مهمان همه ایرانیان

گزارش از بهنازوفایی وحدت

زندگی گروهی ، آن هم از نوع جوانانه اش که توام با شلختگی باشد نمی تواند مقبول باشد و در این بین باید کسی باشد که نظم را به آن جمع برگرداند تا زندگی به روال طبیعی خود باز گردد . دقیقا مانند موضوع قصه فیلم تلویزیونی « آقامدیر »که زندگی گروهی آدمهایش بدلیل بی نظمی از روال طبیعی خارج شده و طبق داستان آدم منضبطی به جمع آنها می پیوندد که ماجراهایی را بوجود می آورد .این که این اتفاق ها چگونه شکل می گیرد و از چه جنسی است باید گزارشی از پشت صحنه آن تهیه کنم ، که پس از هماهنگی با مجید عباسی ، تهیه کننده این فیلم خودم را ساعت 11 شب ، به محله دربند و یکی از خانه های قدیمی رساندم . محله ای خلوت که گروه تولید این فیلم تلویزیونی بدون دغدغه و در آرامش کار خود را پیش می برد . خانه ای قدیمی با حیاط با صفای آن که برخی از اعضای گروه که داخل اتاق و محل فیلمبرداری کاری ندارند دور هم جمع شده و گل می گویند و گل می شنوند و سردمدار همه آنها هم مهران رجبی است که خاطرات خود را با بیان شیرینش تعریف می کند ولی در این وسط اشکال کار آنجاست که رضا زارع دستیار دوم کارگردان مدام از داخل به شیشه  می زند که آنان را دعوت به سکوت کند . سعی می کنم بدون ایجاد مزاحمت برای گروه در گوشه ای از حیاط که رجبی مشغول پیامک زدن است او را دعوت به یک گفتگوی کوتاه بکنم . او که در قصه این فیلم  برای کمک به این جوانان آمده است ، متوجه می شوم در حال آشتی دادن دو نفر از راه پیامک است ، که ضمن تحسین کارش که حکایت از خلق و خوی خوب و مهربان او دارد ؛ بخاطر تمرکزی که در آن واحد برای حفظ کردن دیالوگ ها و جمله بندی هایش برای پیامک های خیری که ارسال می کند و پاسخ به سئوالات من  دارد باید آفرین گفت .


مهران رجبی :شماره کارگردان را در گوشی ام حفظ می کنم تا به او پیامک بزنم .

وی نقش خود آقامدیر را دارد . آدمیست که زن وبچه خود را در اثر حادثه ای از دست داده و بسیار آدم منظبتی است . او از طرف یکی از دوستانش که از خارج از کشور آمده است مامور می شود تا خودش را به زندگی پسردوستش نزدیک کند و واردزندگی اش شود تا تلاش کند که روی او تاثیر مثبتی بگذارد . پسری که نقش آن را مهران رنجبر بازی می کند برای تامین هزینه هایش خانه ای که در آن مستقر است را به چند نفر دیگر اجاره داده است .

رجبی می گوید :  بچه هایی که در این خانه دور هم جمع شده اند ، به لحاظ کاری هیچ سنخیتی با هم ندارند اما همه آنها بچه های صادق و صالحی هستند که قدری گرفتار آسیب های اجتماعی شده اند . آقای مدیر به هوای دیدن پوریا پسر دوستش وارد این خانه می شود اما با دیدن بی نظمی ها می ماند تا سروسامانی به زندگی آنان بدهد .

او که اولین همکاری اش با حسینی است می گوید : حسینی از جمله کارگردانانی است که شماره اش را حفظ می کنم و قطعا ارتباط پیامکی هم با او خواهم داشت .

پرنیا کاظمی پور دستیار یک و برنامه ریز را از سال ها پیش می شناسم و با هماهنگی او وارد لوکیشن می شوم . خانه پوریا و اتاق شلوغ و به هم ریخته ای که بدلیل ازدیاد بازیگر و عوامل پشت صحنه جای ایستادن به سختی پیدا می شود . ورود من مصادف با تمرین سکانس 85 ، کارگردان با بازیگران است . و من هم از فرصت استفاده می کنم و گپ کوتاهی با مجید عباسی می زنم .

مجید عباسی :قصه این فیلم تلویزیونی اجتماعی و طنز است

مجید عباسی که تهیه کنندگی فیلم تلویزیونی « آقامدیر» را بطور مشترک با سیدمهدی قریشی به سفارش گروه فیلم های تلویزیونی شبکه اول سیما  برعهده دارد .درباره این پروژه می گوید :  قصه این فیلم تلویزیونی اجتماعی و طنز است و داستان از آنجایی شکل می گیرد که اسماعیل فتوحی پدری است که به دلایلی ارتباطش با پسر دانشجویش که درتهران با دوستانش در خانه ای زندگی می کند قطع می شود. هرکدام از این بچه ها یک داستانی و شغلی دارند مثلا یک از آنها دانشجوی نقاشی است، یکی دیگر از بچه ها به کار تخلیه چاه مشغول است یا یکی دیگر در کار نجاریست .


وی درباره قصه این فیلم تلویزیونی ادامه می دهد : شخصیتی به نام احمد یاوری که نماینده ای از نسل گذشته است ، به سفارش دوست گرمابه و گلستانش ، اسماعیل فتوحی وارد خانه پوریا پسر اسماعیل می شود خانه ای آشفته با جوانانی با گره های کور در زندگی شخصی، یاوری که همه اورا آقا مدیر می شناسند به کمک فتوحی سعی در رفع مشکلات جوانان دارد هر چند در این راه مقاومت بچه ها که به زندگی بی نظم خود عادت کرده اند قصه را دچار افت و خیزهایی می کند.

این تهیه کننده اظهارداشت : نگارش متن توسط خانم زهرا خمسه و سید وحید حسینی که کارگردانی کار رانیز برعهده دارند سه ماه  وقت برد .بعد از آماده شدن متن نهایی حدود 20 روز پیش تولید داشتیم و پیش بینی برای تصویربرداری هم تقریبا 23 روز است .

وی با اشاره به این که  کار همزمان توسط کامران جاهدی تدوین می شود ، افزود : تا آنجایی که کار آماده شده و دیدم لحظات کمدی آن خوب از آب در آمده و امیدوارم با استقبال مخاطب روبرو شود .

عباسی از این که کارگردان هنگام نگارش به بازیگران هر نقش فکر کرده و حتی با آنها صحبت کرده است به عنوان یک اتفاق خوب یاد می کند و معتقد است : از همان ابتدا کارگردان تکلیفش با بازیگران روشن بود و شخصیت های داستان را براساس بازیگری که انتخاب کرده پرداخت کرده است و از این روی نگران این نبودیم که حالا پس از نگارش تازه به دنبال بازیگر برای هرنقش بگردیم  .

وی در پایان از مهران رجبی ، امیر غفار منش ، اشکان اشتیاق ، عباس جمشیدی، مهران رنجبر ، میثاق جمشیدی ،حلیمه سعیدی ، نسیم افشار و ... به عنوان بازیگران این فیلم تلویزیونی یاد می کند .و عوامل پشت دوربین این تله فیلم که در گروه فیلم های تلویزیونی شبکه یک تهیه می شود، را به این ترتیب معرفی می نماید :ناظرکیفی: شایسته شوشتریان ، دستیار کارگردان و بر نامه ریز: پرنیا کاظمی پور ، منشی صحنه : آزاده جهانبخش ، تصویربردار:فرشید رسولی ، تدوین: کامران جاهدی ، صدابردار: ناصر انتظاری ، طراح صحنه و لباس: محسن غلامی ، طراح چهره پردازی: اشکان عسگری ، مدیر تولید: سعید صالحی ، تدارکات: شهداد ضرقامی زاده  ، دستیار تهیه: زهرا آبشاری ، عکاس: مهسا طیب طاهر

زمان پرداخت دونگ اجاره خانه

در سکانس 85، سعید،شهرام و پوریا جلوی دوربین(فایو دی) فرشیدرسولی قرار می گیرند.شهرام و سعید مشغول شمارش پول هستند و پوریا نقاشی یاوری را از بالای کمد برمی دارد و نگاهی به آن می اندازد .

دوربین از کنج اتاق و از بالا هر سه پرسوناژ را در قاب خود می گیرد ، پوریا روی تخت کنار پنجره نشسته است و دو بازیگر دیگر کنار تخت روی زمین نشسته اند . آنان حساب کتاب پولشان را می کنند تا هر کدام سهم خود از مبلغ اجاره را به آقا مدیر بدهند که اجاره چند ماه عقب افتاده آنها را به صاحب خانه داده است .

بعد از شمارش پول ها پوریا آنها را دسته بندی می کند و به اتفاق سعید و شهرام از اتاق خارج می شوند .

تا گروه برای ادامه کار اقدام کند با امیر غفار منش که در طبقه بالا و توی اتاق گریم منتظر است تا جلوی دوربین برود گپ کوتاهی می زنم .

امیر غفارمنش : محور اصلی کار اختلاف بین دو نسل است

امیر غفارمنش که فیلم تلویزیونی « آقامدیر »  بعد از قاتینگا و پاتینگا ، آسانسور ، آرزوهای شیرین ، دفترخانه شماره 13 پنجمین همکاری اش را با  با سید وحید حسینی تجربه می کند ، درباره نقش خود در این فیلم می گوید : نقش بهرام برادر بزرگتر شهرام با بازی اشکان اشتیاق را بازی می کنم که پدرمان فوت کرده وبا یکسری دوستان همخانه شده ایم و اتفاقاتی رخ می دهد که منجر به تحولاتی می شود که فرازونشیب قصه را بوجود می آورد .

او با اشاره به این که قصه فیلم درقالب رئال با مایه هایی از فانتزی و طنز تعریف می شود ، موضوع روزجوانان اعم از کار و غیره را جزو لاینفک قصه می داند و معتقد است : محور اصلی کار اختلاف بین دو نسل است و می خواهد به نسل دیروز بگوید که جوانان را باور کنند .

این بازیگر درباره کارگردانی حسینی می گوید : معتقدم او درکنار تکنیک با مقوله طنز آشناست و به لحاظ اخلاقی هم به گونه ای است که متن نخوانده پذیرفتم با او همکاری کنم .

محسن غلامی طراح صحنه: فکرهای من و کارگردان به هم خیلی نزدیک است .

شلختگی در اتاق پوریا و المانهای ایجاد شده نشان از زندگی مجردی جوانان بی نظمی می دهد که با سلایق مختلف در این خانه گرد هم آمده اند و با هم زندگی می کنند . تختی کنارپنجره  ، تاقچه ای که کتاب و گلدان   روی آن قراردارد .پوستری بنام مترسک مهاجر روی دیوار اتاق زده شده که بقول طراح صحنه تمثیلی از مهاجرت شخصیت های شهرستانی این قصه به تهران است که در واقع اتفاقی برای آنها ایجاد نمی شود درست مثل مترسک تو خالی پوستر روی دیوار .

وی می گوید : صحنه هایی که چیده شده با مشورت کارگردان که فکرهایمان به هم خیلی نزدیک است صورت گرفته و همه المان هایی که در صحنه استفاده شده در جهت داستان و با فکر گذاشته شده است .

بفرمایید شام

درسکانس 44 همه بازیگران در قاب دوربین قرار می گیرند .پس از مدتها آقامدیر برای آنها غذا درست کرده است و قرار است بچه ها همه دلی از  عزا دربیاورند .

سفره رنگینی پهن است و همه سر سفره نشسته اند .  فرشید رسولی قاب دوربین خود را  وسط سفره متمرکز می کند که  دستهای همه توی سفره است  و  از  بسته دستهای آنها به نمای لانگ می رسد که همه را در کادر خود می گیرد . بچه ها از خوردن غذا لذت می برند و از آقای یاوری که همان آقامدیر است  بخاطر شام خوشمزه ای که درست کرده تشکر می کنند .

پس از صرف شام هرکدام از بچه ها به بهانه ای از سرسفره بلند می شوند تا از جمع کردن سفره فرار کنند . اما آقای یاوری فضای حاکم را مدیریت می کند و با دسیبلینی که دارد آنها را سرجای خود می نشاند .

 

تا جای دوربین و نور تغییر کند ، با اینکه کارگردان مشغله زیادی دارد اما از او  دعوت می کنم تا در گپ کوتاهی درباره خود و کارش صحبت کند .

سید وحید حسینی: کارم را خوب انجام می دهم تا دچار وجدان درد نشوم .

سیدوحید حسینی پیش از این ساخت مجموعه های تلویزیونی تعطیلات دوست داشتنی، پنجره، مثل همیشه و... و فیلم های تلویزیونی قاتینگا و پاتینگا ، آسانسور ، آرزوهای شیرین ، دفترخانه شماره 13 و... را در كارنامه خود ثبت کرده است.

وی درباره شکل گیری طرح قصه فیلم تلویزیونی « آقامدیر» این گونه می گوید : طرح این فیلم که قبلا اسمی به نام « سربازخانه » داشت توسط علیرضا ناظرفصیحی نوشته شد . طرحی که شخصیت آن اول یک نظامی بود که به دلایلی در شبکه  به معلم بازنشسته ای تغییر کرد و شد آقا مدیر ، کار طنزی که زهرا خمسه فیلمنامه آن را نوشت و من بازنویسی کردم .

وی ادامه می دهد : قصه درباره احمد یاوری معلم بازنشسته ای است که چندین سال پیش زن و فرزندش را در اثر سانحه رانندگی از دست داده و در حال حاضر در تایم بازنشستگی خود در یک باشگاه ورزشی مربی گری می کند . او که مامور می شود به سراغ فرزند دوستش که یکسال است با پدرش قهر کرده برود با جمعی جوان روبرو می شود که بی نظم و دچار مشکلاتی هستند و در تقابل نسل قدیم و جدید تعاملی بوجود می آید که راه یاوری را برای رفع و رجوع مشکلات آنان هموار می سازد .

حسینی از این که تقریبا در بیشتر سکانس ها حداقل شش بازیگر همزمان جلوی دوربین هستند این کار را متفاوت از کارهای دیگر می بیند که به لحاظ کارگردانی و تیم فنی کار را تا حدی مشکل می کند .

وی که از کار طنز لذت می برد معتقد به فعالیت در یک ژانر بخصوص نیست و خود را توانا در ژانرهای دیگر نیز می داند و می گوید : هر کاری که به من بسپارند تلاشم را می کنم آن کار را به نحو احسن انجام دهم تا بعد ها دچار وجدان درد نشوم .

ادامه بفرمایید شام

جای دوربین تغییر می کند و در ادامه سکانس 44 ، آقا مدیر را درقاب خود می گیرد که با غضب با همه اتمام حجت می کند که از این پس همه چیز از جمله غذا خوردن ، خوابیدن ، استحمام و بقیه چیزهای دیگر طبق برنامه انجام می شود. او به آنها می فهماند که هرکس توی خانه مسوولیتی دارد و باید به نحو احسن کارخود را انجام دهد .

همه بچه ها انگار که غذا توی گلویشان مانده است ، چهارچشمی و متعجب به او نگاه می کنند چرا که تا آن لحظه کسی با آنها این گونه اتمام حجت نکرده بود و مدتها یلخی درآن خانه زندگی می کردند و حالا برای آنها سخت است که بخواهند کار کنند .

دراتاق کوچکی که سفره پهن است به دلیل جمعیت زیاد به سختی جای دوربین و نور را تغییر می دهند و البته دوربین فایو دی کوچک و سبک است و  دست تصویربردار تا حدی باز است که در آن فضای کوچک جایی برای دوربین خود پیدا کند . بقیه عوامل هم از اتاق بغلی کار رادنبال می کنند و چون با دوربینی که کار می شود مانیتوری هم در کار نیست میزانسن و اجرای بازی ها و حرکت دوربین براساس دکوپاژ کارگردان را قبل از شروع کار پی گیری می کنم . پس از گرفتن پلان بچه ها به سراغ جمشیدی فر می روم تا نظرش را درباره شخصیت پیمان جویا شوم .

عباس جمشیدی فر:  پیمان شخصیت ساده و درعین حال زبر و زرنگی دارد .

نقش پیمان را بازی می کنم که به دلیل این که با پدرهمسر آینده اش کار نکند و اصطلاحا داماد سرخانه نشود ، به نامزدش دروغ می گوید و به بهانه باز کردن کارگاه نجاری  عازم تهران می شود ؛ اما به جای نجاری شغل پارک بانی را پیشه می کند . و خب موقعیت های کمیکی در کار ایجاد می شود که خالی از لطف نیست . مثلا هر موقع نامزدش زنگ می زند همه بچه ها طوری صدا در می آورند که کارگاه نجاری را تداعی کند .

پیمان شخصیت ساده و درعین حال زبر و زرنگی دارد و تلاش می کند با همخانه ای ها و مشکلاتش  یک جوری کنار بیاید .

وی که اولین تجربه اش با حسینی است با او احساس راحتی می کند و او را کارگردانی می داند که به نظر بازیگرش احترام می گذارد .

ادامه سکانس

ادامه همان سکانس 44 است و دوربین آقای یاوری را در کادر خود نشان می دهد که کاغذی از جیبش در می آورد تا شرح وظایف اهالی خانه را به آنها ابلاغ کند . براساس این شرح وظایف ، مقرر می شود یکی سفره را جمع کند دیگری ظرف ها را بشوید و یکی زباله ها را بیرون ببرد و ... که دوربین در پلان هایی مابین صحبت های آقامدیر بچه ها را که کنار درب اتاق میخکوب شده اند را نشان می دهد و در یک پلان هم بر اساس دکوپاژ کارگردان تصویربردار روی یک چهارپایه در کنج اتاق قرار می گیرد و دوربین را به سقف نزدیک می کند تا در نمای « های انگل » بازی همه پرسوناژها را از بالا در قاب خود ثبت کند . 

ساعت 3 بامداد است و کار گروه به پایان می رسد و قبل از خداحافظی با گروه گپ کوتاهی با مهران رنجبر و میثاق جمشیدی می زنم و قصد صحبت با اشکان اشتیاق را هم داشتم که بدلیل منتظر بودن سرویس ها فرصت این گفت گو ایجاد نشد .

مهران رنجبر :حسینی بسیار آدم کاریزماتیکی است

 مهران رنجبر که از 14 سالگی با بازیگری تئاتر وارد عرصه هنر شده با توجه به این که سال هاست بازی جلوی دوربین را تجربه می کند اما همچنان به صحنه تئاتر وفادار است و در حال حاضر نمایش ریچارد سوم را با بازی و کارگردانی خودش برای فستیوال شکسپیر در فرانسه آماده دارد که قطعا در زمان چاپ این گزارش با گروهش به فرانسه اعزام شده است . او در تله فیلم « آقا مدیر » نقش پوریا را بازی می کند. کاراکتری که ازخارج از کشور آمده و برای این که خرج خودش را دربیاورد ، چند تا از بچه های شهرستانی را همخانه خودش کرده و از آنها اجاره می گیرد .

دراین میان سرو کله پدرش پیدا می شود که توسط دوستش آقای یاوری سعی می کند با او ارتباط برقرار کرده و مواظبش باشد. یاوری که پایش به خانه پوریا باز می شود اتفاقات جالب و طنزی در کار ایجاد می شود.

رنجبر ، در اولین تجربه اش با حسینی او را کارگردان فهیم و فنی شناخته و معتقد است با رفتار درستش صمیمیت عجیبیی را در گروه حاکم کرده است . او معتقد است حسینی بسیار آدم کاریزماتیکی است و ارتباط خوبی  با بازیگرانش برقرار می کند و باعث شده همه توی گروه باهم رفیق باشند .

او که با کارگردانان مختلفی کار کرده است همکاری با سید وحید حسینی را شیرین توصیف می کند و می گوید : حسینی هم بازیگری و هم ارتباط با بازیگر را خوب می فهمد . او رویداد در صحنه را کاملا درک می کند و دکوپاژش را عالی انجام می دهد .

میثاق جمشیدی : تمام  موقعیت های خنده دار در عین جدیت اتفاق می افتد

میثاق جمشیدی که بازیگری را سال ها پیش  با بازی در سریال با من بمان به کارگردانی حمید لبخنده شروع کرده و فارغ التحصیل تئاتر و شاگرد مرحومه استاد مهین اسکویی بوده است ، سابقه کوتاهی در رادیو و همچنین دوبله دارد و سال ها دستیارکارگردانی کرده و در زمینه طراحی صحنه و لباس نیز تجربیاتی کسب کرده و بازی در سریال کارآگاهان( حمید لبخنده )، فیلم سینمایی سربازان اعدام و روزهای زندگی ( پرویزشیخ طادی ) ، سریال رستگاران ( سیروس مقدم ) ، سریال مسافران  ( رامبدجوان ) ، فیلم سینمایی گزارش یک جشن ( ابراهیم حاتمی کیا ) ، سریال هوش سیاه ( مسعود آب پرور ) و چند فیلم تلویزیونی به کارگردانی نادر مقدس و حسین تبریزی نیز ماحصل فعالیت بازیگری او هستند که در کارنامه هنری اش ثبت شده است .

وی درباره همکاری اش با حسینی می گوید : بعد از دفترخانه شماره 13 و تعطیلات دوست داشتنی که متفاوت ترین کار تلویزیون در ژانر کودک است ، فانتزی فوق العاده و متفاوتی که لااقل بعد از دزد عروسک ها تا کنون اتفاق افتاده است ، که داستان شنگول و منگول در سن 120 سالگی را با گریم سه بعدی عجیب و غریب به تصویر می کشد . و سومین همکاری ام با این کارگردان یعنی تله فیلم « آقامدیر» نیز تجربه متفاوتی است . حسینی کارگردانی حرفه ایست با اخلاق بسیار خوب که می داند چه می خواهد و در هدایت بازیگر و تمام عوامل موفق عمل می کند .

جمشیدی که در این تله فیلم نقش سعید را دارد ، معتقد است نقشی که ایفا می کند از چند منظر با نقش های گذشته اش متفاوت است اول این که  غیر از سریال طنز مسافران رامبد جوان کارطنز دیگری  انجام نداده است .و دوم این که این جنس طنز را در کاردیگری تجربه نکرده است .

وی با اشاره به این که در فیلم «آقامدیر» پنج جوان هستند که توی یک خانه باهم زندگی می کنند و نقش اصلی آقامدیر برعهده مهران رجبی است کاراکتری که ایفا می کند را این گونه آنالیز می نماید : سعید جوانی شهرستانی و کارگر است که از روی بلاهتش و از روی این که زیاد می داند دچار حادثه های طنز می شود که از نگاه من کاراکتر جذابیست که در فیلمنامه ذاتا خنده دار خانم خمسه و آقای حسینی بخوبی پرداخت شده است . 

جمشیدی ادامه می دهد : از ابتدا برای این کاراکتر اتفاق طنزی نمی افتد و تمام  موقعیت های خنده دارش در عین جدیتاتفاق می افتد ، چرا که سعید باور خود را انجام می دهد ولی اعمال او از نگاه مخاطب خنده دار می نمایاند .




طبقه بندی: گزارش،
برچسب ها: عصرهنر، مجیدعباسی، سیدوحیدحسینی، مهران رجبی، امیر غفار منش، اشکان اشتیاق، عباس جمشیدی،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات