تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - یادداشتی درباره سریال تلویزیونی « همه خانواده من »
تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | ساعت 15 و 28 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

 امیر افشارفتوحی

اصولا سریال سازی با تم خانوادگی مورد توجه مخاطب قرار می گیرد و قصه آن هر قدر به زندگی عامه نزدیک تر باشد بیشتر مورد اقبال واقع می شود و اگر سرمایه گذاری خوبی روی فیلمنامه آن انجام شده باشد و ساخت آن به کارگردان باهوش و باذکاوتی سپرده شود اثری ماندگار برجای می ماند . اما متاسفانه از آنجایی که در سال های اخیر برای تولید یک اثر زمان و بودجه کافی صرف نمی شود ؛ کمتر با این گونه آثار روبرو هستیم و اگر معدود تولیداتی را شاهدیم که در جرگه کارهای مانا قرار می گیرند به کوشش و تلاش و قطعا پافشاری هنرمندان صاحب سبک و با پیشینه قوی است، که نمی خواهند باری به هرجهت کار کنند و نام و اعتبار خود را خدشه دار کنند .

داریوش فرهنگ از جمله همین کارگردانانی است که نامش ، کارش و صدایش ماندگار است اما دردام تولید مناسبتی برای تلویزیون افتاده و سریال « همه خانواده من » در ۱۴ قسمت ۴۸ دقیقه‌ای در گروه اجتماعی سیمافیلم به کارگردانی او تولید و در تعطیلات نوروز 92 از شبکه سوم سیما پخش شد .

این کارگردان ، که اثر ماندگاری چون « سلطان و شبان » را در کارنامه خود دارد در اثر اخیر خود سعی کرده در کنار قصه اصلی به سنت ها نیز نیم نگاهی داشته باشد و برای رسیدن به مقصود خود از لوکیشن هایی نظیر خانه تاریخی  در کاشان بهره گرفته و با به تصویر کشیدن دو خانواده قدیمی و سنتی بر این موضوع صحه گذاشته است ؛ اما به نظر می رسد « همه خانواده من » باتوجه به استفاده از عوامل حرفه ای به دلیل ضعف درفیلمنامه که دستخوش زمان اندک در نگارش و تولید است اگر چه یک اتفاق قابل تامل در بین سریال های  نوروز 92 محسوب می شود ، اما بر خلاف نظر کارگردان که معتقد است سریال اخیرش « سلطان و شبان » مدرن است ، هیچگاه با آن اثر بیادماندنی قابل قیاس نیست و نمی تواند جزو آثاری قرار گیرد که در ذهن مخاطب ماندگار شده اند .

« همه خانواده من »  با درونمایه طنز درباره دو خانواده کاشانی است که یکی از این دو در کار گلاب و دیگری در کار فرش است ، اما پیدا شدن تعهدنامه‌ای که 40 سال پیش توسط بزرگان این دو خانواده تنظیم شده است ماجراهایی را برای اعضای این خانواده‌ها به وجود می آورد . و درواقع درگیری و کشمکش دامادهای دو خانواده بر سر این تعهدنامه و داستانهایی که در حاشیه  سوژه اصلی ایجاد می شود در برخی موارد با چاشنی طنز همراه است که با بازی پرویز فلاحی پور و محمد عمرانی به خوبی به بار نشسته است و در این میان که پول و ثروت و مال و منال لطف الله خان چشم خیلی ها را کور کرده است ، بزرگ این خانه در فکر جمع شدن افراد خانواده در کنار یکدیگر است و باتوجه به کسالتی که بر او مستولی شده سنت ایران و ایرانی را پاس می دارد و در سکانس هایی از جمله ، سر سفره هفت سین و زمان تحویل سال همدلی ای که بین خانواده برای چیدن سفره ایجاد می شود را مو جب می شود .

این سریال با توجه به ایام عید و حجم وسیع سفرهای درون و بیرون شهری هموطنان کمتر درگیر دنیای پر هیاهوی شهری است و با وجود این که موضوع ارث و میراث قصه جدیدی نیست  ؛ اما کارگردان سعی کرده است با رنگ و بوی سنتی ، زاویه ای دیگر از نگاه تیزبین خود را به تصویر بکشد و بار این نگاه نیز بردوش کاراکتر لطف الله خان با بازی فرهاد آئیش است ، که به آن خانه ارزش و هویت می بخشد . و این نگاه تیزبین فرهنگ است که هراز گاهی با نشان دادن مریضی بزرگ خاندان فرشچیان در مقابل افتادن یک کاشی از در و دیوار و سقف این عمارت بزرگ در خصوص جایگاه و ارزش و مرام  یک خانواده منسجم ایرانی  هشدار می دهد و نیز ازبین رفتن سنت و فرهنگ و میراث گذشتگان را گوشزد می کند ، که این خود دلیلی است تا اثر اخیر داریوش فرهنگ را در زمره آثار تراژیک قرار دهیم و طنز در کنار این تراژدی را طنزی تلخ قلمداد کنیم .

البته همه اینها که گفته شد ، با نشان دادن و تاکید بر لوکیشن حیاط خانه به عنوان یک کارت پستالی از خانه طباطبایی ها با حوض وسط آن و  یکی دوتا اتاق و مطبخ تنگ و باریک در کنار آن ، ابهت عمارت قدیمی 4730 متری را به درستی نشان نمی دهد چه رسد به این که آن را نمادی از کشورمان ایران و اهالی آن را نماینده کل مردم ایران بدانیم .

اگر بنای قدیمی ای که حدود سال 1250 قمری با مهارت و هنرمندی معمار معروف کاشانی استاد علی مریم احداث گردیده است به عنوان لوکیشن یک اثر هنری انتخاب شود که انتظار ماندگاری از آن اثر نیز می رود بی انصافی است که به تزیینات نقاشی و آیینه کاری و گچ بری های جالب آن تاکید نشود . مخصوصا که اسناد و قراین نشان می دهد که هنرمند بزرگ و نقاشباشی دربار ناصرالدین شاه قاجار یعنی میرزاابوالحسن غفاری کاشانی ملقب به صنیع الملک  به دلیل احترام دوستی که با مرحوم طباطبایی داشته در اجرای گچ بری ها و ترسیم نقاشی های این خانه نظارت داشته است. و این مطلب ارزش و اعتبار تزیینات خانه طباطبایی را بسیار افزایش می دهد و بدون توجه به این موضوع به نظر انتخاب چنین لوکیشنی ضرورت ندارد و قطعا قاب های زیبا با نورپردازی عالی در کنار کارگردانی داریوش فرهنگ با بازیگران خوبی که در این سریال حضور دارند در به تصویر کشیدن این میراث می توانست به جذابیت و ماندگاری کار بیانجامد اگر چه حتما تلاش فرهنگ و گروهش برای خلق یک اثر شایسته برای مخاطب محسوس است  و موسیقی بهار دلکش هم تمام کننده این نگاه می باشد،که با درایت آهنگسازاین سریال آرمان موسی پور محقق شده است .

نویسندگان این سریال در ساختار فیلمنامه خود ظاهرا بیشتر درگیر کنش و واکنش دو کاراکتر داماد فرشچیان و گلابچیان شده اند و کارگردان نیز با توجه به فرس زمانی که سعی دارد کار را سریع تر آماده پخش کند و تجربه ای که دارد نقص در فیلمنامه را به حداقل رسانده و بازیگران نیزدر تعامل با یک دیگر  خوب ظاهر شده اند . با این تفاصیل تنها به قصه همان خانواده ایرانی که به برکت بزرگ خاندان فرشچیان کنار هم جمع شده اند بسنده می کنیم و محوطه بیرونی عمارتی بزرگ را به یاد می سپاریم که حتی  در این سریال وقتی گردشگران هم وارد آن می شوند فقط به دیدن نمای بیرونی و حیاط آن بسنده می کنند و دکوپاژ کارگردان اجازه نمی دهد دوربین فراتر عمل کند .

نگارنده معتقد است در ایام تعطیلات نوروز ، مخاطب به دنبال سرگرمی می باشد، که اگر به دلیل سفر یا دید و بازدیدها ، قسمتی از برنامه ای را از دست داد مشکلی نباشد و به نظر پخش سریالی چون « همه خانواده من »  که بدنبال گفتن حرف هایی فراتر از سرگرمی است زمان مناسب تری را می طلبد که هم در تولید آن تعجیلی نباشد و هم مخاطب با دقت بیشتر آن را دنبال کند .




طبقه بندی: نقد ، یادداشت ، تحلیل،
برچسب ها: عصرهنر، امیرافشارفتوحی، داریوش فرهنگ، فرهاد آئیش، پرویز فلاحی‌پور، محمد عمرانی، فریده سپاه منصور، ارژنگ امیر فضلی، کاوه خداشناس، هدی زین العابدین، ناصر گیتی‌جاه، افسانه ناصری، منوچهر علیپور، خسرو احمدی، شکوفه هاشمیان، فرحناز منافی ظاهر، مسعود سخایی، مریم سرمدی، علی دستان‌پور، علیرضا عسگری، ویسندگان فیلمنامه: مهدی بهپور، مجید آسودگان، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: سیدعلی هاشمی، دستیار دوم کارگردان: محسن میرزایی، مدیر تولید: عباس دقاقی، جانشین تولید: ایلیا مهرعلیزاده، مدیر تصویربرداری: شهرام نجاریان، دستیاران تصویر: محمد جعفرپور، میثم ریزه سرایی نظیمی، صدابردار: محمد کیان ارثی، دستیاران صدا: حسام مژده‌ای‌نیا، علی صادقی، طراح صحنه و لباس: پیام حسین سوری، طراح چهره پردازی: مهری شیرازی، منشی صحنه : سهیلا کاشفی، اجرای گریم: آیدین فرضی، آرش نصر، هادی لطفی، آیدا فرشادی، مدیر تدارکات: مهدی بخشش، جلوه‌های ویژه: حمید رسولیان، صداگذاری و ترکیب صدا: حامد رضی، روابط عمومی : محیا رضایی، عکس: مهدی دلخواسته، امید مسعودفر، تصویربردار پشت صحنه: محمد تامینی،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات