تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - نگاهی به سریال هفت سین
تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | ساعت 15 و 13 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

«هفت سین» اسب پیشکشی ،که دندان هایش را نباید شمرد

 امیر افشارفتوحی

امسال تلویزیون برای ارتقاء سطح کیفی برنامه هایش از کارگردانان بنامی برای ساخت سریال های نوروزی بهره برد و میهمان خانه های ایرانیان بود  . شبکه اول با سریال « پایتخت 2» به کارگردانی سیروس مقدم ، شبکه دو با سریال « آب پریا » به کارگردانی مرضیه برومند ، شبکه سه با سریال « همه خانواده من » به کارگردانی داریوش فرهنگ و سریال هفت سین به کارگردانی یدالله صمدی ، که از شبکه پنجم سیما ، شبکه پایتحت پخش شد

یدالله صمدی که از سال 1351 با سمت دستیار کارگردان وارد عرصه سینما شده ، در سال 1363با ساخت اولین فیلم خود« مردی که زیاد می‌دانست » ، درواقع اوّلین فیلم طنز پس از انقلاب را تجربه کرد و با همین فیلم برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر شد . او در ادامه فعالیت‌هایش در زمینه طنز ، آثاری چون « آپارتمان شماره ۱۳» (۱۳۶۹)، «دو نفر و نصفی» (۱۳۷۰) و «معجزه خنده» (۱۳۷۵) را خلق كرد ، که فیلم «آپارتمان شماره ۱۳»، نیز جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم و فیلمنامه را در سال ۶۹ از جشنواره فجر كسب كرد.

او که « شوق پرواز » را به عنوان اولین کار در کارنامه آثار تلویزیونی خود به ثبت رسانده و خاطره خوش آن در اذهان عموم ایرانیان نقش بسته است ، امسال با تجربه ای که در خلق آثار طنز از او سراغ داریم ، در دومین حضور تلویزیونی اش ، سریال «هفت سین» را به هموطنانش هدیه داد .

«هفت سین» ماجراهای بین خانواده احمد شمس با بازی فردوس کاویانی و خانواده نوبخت با بازی سیروس گرجستانی را به تصویر می کشد . دعوای آنان بر سر یک واحد 100 متری اجاره‌ ایست ، که دو خانواده مدعی مالکیت آن هستند و هردو خانواده ناگزیر می شوند با تحمل یکدیگر ایام نوروز را با هم در همین خانه سپری کنند و البته اسباب و اثاثیه هر دو خانواده روی دستشان مانده و اتفاقاتی که در طول سریال شاهد بودیم ، داستان های این دو خانواده را در تعطیلات نوروزی شکل می دهد .

از آنجایی که همواره در آثار یدالله صمدی توجه به فرهنگ بومی خصوصا آذری و پرداختن به داستان‌های اصیل مشاهده شده است  و فیلم‌هایی نظیر اتوبوس (۱۳۶۴)، ساوالان (۱۳۶۸( ، دمرل (۱۳۷۲) و سارای (۱۳۷۶) مهر تاییدی بر این مدعا هستند ، دورازانتظار نبودکه در سریال «هفت سین»، به تهیه کنندگی مجید سرسنگی که در 14 قسمت 45 دقیقه  ای پخش شد موضوعاتی چون نوع دوستی، سبک زندگی، کمک به دیگران، ساده زیستی و حل کردن مشکلات دیگران در راستای فرهنگ اصیل ایران و ایرانی،جزء بخشهای حائز اهمیت آن باشد .

این سریال با تیتراژی آغاز می شود که در برخورد اول بیننده را یاد تیتراژ « شوق پرواز » می اندازد ، گویی صمدی می خواهد شیرینی آن اثر ماندگار را به این کار منگنه کند؛ اما موسیقی «هفت سین» فضا را می شکند و به مخاطب می فهماند که با کاری مفرح و طنز روبروست. در واقع نوع نگاه  به زندگی و محیط اطراف ، دو خانواده را در تقابل با یکدیگر قرار می دهد ، که طنز ماجرا را ایجاد می کند و بده بستان های دو خانواده در عین جدی بودن لبخند را بر لبان مخاطب می نشاند .

صمدی از ظرفیت ایجاد شده در متن حتی در دکوپاژخود تا جایی پیش می رود که با کاراکتر فرزند کوچک خانواده نوبخت که مدام در شرایط حساس از ناظم مدرسه اش اجازه می گیرد در واقع ترجیع بندی خلق می کند ،که نکته طنز ظریفی را در پی دارد و شاید به یک معلم گوشزد می کند که در هر شرایطی زیر ذره بین است و در مقام تعلیم و تربیت قرار دارد .

در این میان کاراکتر تیمور با بازی جواد عزتی ،که به نظر جوان ساده دل، مهربان و آرامی است و در سر راه ابراز علاقه به دختر مورد علاقه‌اش با مسائل متعددی روبرو می‌شود و موقعیت‌های طنز بسیاری را به وجود می‌آورد ، نیز دستخوش هوش وتجربه صمدی در موقعیت های طنز ، گاه با سبک کمدی های سینمای صامت  او را به صورت کاریکاتوری نقش بر زمین می بینیم .

سوژه اصلی این سریال بکر است و تا کنون از این منظر به زندگی اجتماعی نگاه نشده بود ، تا به حال شاید شنیده بودیم که یک خانه به دو یا چند نفر فروخته شده ؛ اما این که یک خانه به اجاره دو نفر در آید از گره های داستانی است که تجربه آن در سریال  «هفت سین» امتیاز مثبت قصه و فیلمنامه آن محسوب می شود .

فیلمنامه نویس در شخصیت پردازی کاراکترهای قصه اش با طرح شخصیت جدی و مبادی آداب آقای شمس و شوخ طبعی و بی خیالی نوبخت تضادی طرح ریزی می نماید که در واقع شرایط مناسبی برای مانور کارگردان ایجاد می کند ؛ اما در شخصیت پردازی کاراکترهای دیگر تامل کمتری صورت گرفته و در ایجاد برخی اتفاقها در روند قصه به نظر با اعصاب مخاطب بازی می کند تا او را بخنداند ، نمونه آن اصرار بی مورد کیارش برای دعوت نامزد و پدرش به خانه شان است . باطری گوشی اش تمام شده ، خانواده اش در را باز نمی کنند و او با توجه به پیشینه ای که از شرایط موجود دارد باید بداند که یا خانواده اش نیستند که ورود پدر نامزدش بی معناست چرا که او می خواهد با پدر و مادر کیارش صحبت کند و یا در خانه هستند که به دلیل اتفاقی درب را باز نمی کنند بنابراین با بی منطقی سعی می کند با سیم مفتول درب خانه را باز کند . اگر این حرکت او را روی سادگی و خنگی این شخصیت بگذاریم ، حرکت بعدی او پس از فهمیدن ماجرای خانواده اش ، توهین به پدرزنش را نمی توان پذیرفت و این حکایت از تزلزل در شخصیت پردازی و همچنین کم آوردن در ایجاد اتفاق های پیرامون قصه اصلی است . همچنین وقتی کیارش بی دلیل می خواهد خانه را به پدر زنش نشان دهد و بی منطق اصرار دارد اتاق آقای شمس را نشان دهد درب را نمی تواند باز کند و خانواده او این ماجرا را از پشت درب متوجه می شوند ، پس چرا وقتی عقلشان می رسد که به تلفن خانه زنگ بزنند به کیارش می گویند سری به اتاق احمد آقا بزند تا در آنجا به او بگویند مهمانان را هر چه سریع تر رد کند ، پای تلفن نمی توانستند به پسرشان هشدار دهند و ماجرا را بگویند ؟ !!! و یا فرزند کوچک خانواده که در دستشویی پنهان شده و ماجرا ها را یواشکی می شنود همانجا خود را مخفی می کند و دقیقا زمانی که مهمانان کیارش می خواهند از خانه خارج شوند از دستشویی بیرون می آید و سراغ جنازه را می گیرد . به نظر پیش بردن ماجرا به این شکل به طنز قصه کمک نکرده است بلکه حکایت از بی تدبیری نویسنده در چیدمان اجزاء ساختمان قصه اش دارد ، که قطعا بخشی از آن تحت تاثیر فرس و عدم سرمایه گذاری زمانی مناسب است .

به هرحال یدالله صمدی همانگونه که در سینما با احتیاط پیش می رود باید در تلویزیون با وسواس بیشتری عمل کند و مراقب باشد همچون  دومین تجربه تلویزیونی اش که در دام عدم مدیریت زمانی همیشگی تلویزیون برای تولید سریال به مناسبت نوروز افتاد دوباره گرفتار نشود و اگر چه طعم شیرین « شوق پرواز » را نچشید ؛ اما هدیه «هفت سین» او را حکایت اسب پیشکشی باید دانست که دندان هایش را نباید شمرد .




طبقه بندی: نقد ، یادداشت ، تحلیل،
برچسب ها: عصرهنر، یدالله صمدی، هفت سین، سیروس گرجستانی، فردوس کاویانی، ستاره اسکندری، شهره سلطانی، جواد عزتی، محسن افشانی، مهران رجبی، کیانوش گرامی، سمیرا حسن پور، سیما خضر آبادی، روح الله مفیدی، آریا صادقی، افشین نخعی، سیاوش چراغی پور، مدیر تصویربرداری: حسن پویا، مدیر تولید: مرتضی متولی، تدوین: حمید رضا قربانی، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، طراح صحنه: بابک کریمی طاری، طراح لباس: آزاده قوام، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه ریزی:سعید کریمی، برنامه ریز: علیرضا نسایی، مدیر صدابرداری: کامران کیان ارثی، منشی صحنه: الهه رحیمی، موسیقی : علی کهن دیری، دستیار تولید: حمید پرهیز، مدیر تدارکات: اسماعیل کلبی آبادی، عکاس : بابک برزویه - سیما محمدی، مجری طرح: سیمای مهر اندیش.تهیه کننده: مجید سرسنگی،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات