تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش پشت صحنه مجموعه تلویزیونی « هفت سین »
تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | ساعت 09 و 01 دقیقه و 06 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

پای هفت سین تلویزیون

 

گزارش از : بهناز وفایی وخدت

کم کم بوی بهار به مشام می رسد و اگر بعضی روزها اندکی هوا سرد می شود کسی را آزرده خاطر نمی کند ، چرا که همه در تکاپوی خانه تکانی و خرید عید هستند و لذت این جنب و جوش ها گرمایی دارد که بر سرمای اندک آخرین روزهای زمستان می چربد .

 این روزها سفارش نوشتن درباره عید و آداب و رسوم ویژه نوروز در رسانه های مکتوب داغ و طب تهیه گزارش از تولید سریالهای نوروزی داغ تر است . به همین جهت بر آن شدم تا با جمع آوری اطلاعات درباره این عادت دیرینه ایرانی ها با آگاهی کامل  قلمم را روی کاغذ بچرخانم . و در این کنکاش به كتاب خاطرات مهندس ایرج حسابی و مطلب جالبی درباره پدرشان دکتر حسابی و انیشتن برخوردم که احساس می کنم دکتر بهترین توصیف را از آداب و رسوم ایرانیان در روزهای عید نوروز ارائه داده است . اگر چه این مقدمه در ظاهربه گزارش پشت صحنه ای که تقدیم می شود ارتباطی ندارد ؛ اما اشاره به آن در راستای محتوای گزارش و یادآوری آداب  و سنن و فرهنگ کشورمان خالی از لطف نیست .

ماجرا از این قرار است که در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا فراهم آورد و آنها را براى سال نو دعوت کند .

وی مى‌گفت: «براى همه کارت دعوت فرستادم و همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20 دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلى دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع‌هاى روشن اضافه کردم و براى انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاى خانواده شمع روشن مى‌کنیم و این شمع را هم براى خواهر شما اضافه کردم.»


آقاى دکتر مى‌گفت بعدها انیشتین به من گفت: «وقتى برمى‌گشتیم به خواهرم گفتم حالا مى‌فهمم معنى یک تمدن 10هزارساله چیست. ما براى کریسمس به جنگل مى‌رویم درخت قطع مى‌کنیم و بعد با گلهاى مصنوعى آن را زینت مى‌دهیم اما وقتى از جشن سال نو ایرانى‌ها برمى‌گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.»

آقاى دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع مى‌شد توى سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح مى‌دهد که این در واقع هفت چین یعنى 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با «س» شروع مى‌شود به نشانه رویش. ماهى با «م» به نشانه جنبش، آینه با «آ» به نشانه یکرنگى، شمع با «ش» به نشانه فروغ زندگى و ...

همه متعجب مى‌شوند و انیشتین مى‌گوید آداب و سنن شما چه چیزهایى را از دوستى، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد مى‌دهد. بعد یک کاسه آب روى میز گذاشته و یک نارنج داخل آب قرار داده بود. آقاى دکتر براى مهمانان توضیح مى‌دهد که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه فضاست و نارنج نشانه کره زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش مى‌پرد عقب عقب مى‌رود و روى صندلى می نشیند . از او مى‌پرسند که چه اتفاقى افتاده؟

مى‌گوید : «ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندى داشتیم که وقتى این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10 هزار سال پیش این مطلب را به زیبایى به فرزندانتان آموزش مى‌دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!

چه خوب است به بهانه نوروز یا هر بهانه خوب دیگری، فرهنگ و اعتبار ملى مردم کشورمان را به جهانیان معرفى کنیم و با خود فکر کردم با زندگی کنونی که خیلی از این رسوم کنار گذاشته شده است ، ما چه سهمی در معرفی این فرهنگ غنی ، حداقل به نسل آینده خودمان داریم . و دوباره با خود گفتم اگردر تعطیلات نوروز پای مجموعه های نوروزی از جمله « سفره هفت سین » یدالله صمدی بنشینیم با فرهنگ غنی  و تمدن ده هزار ساله مان تا چه اندازه آشنا خواهیم شد . و دوباره با خود گفتم اگر کمی بیشتر فکر کنم وفتم گرفته می شود و به مهمانی ای که دعوت شده ام قطعا نمی رسم . این شد که در یک روز سرد زمستانی  و در نیمه های بهمن ماه با هماهنگی احسان ظلی پور از شرق تهران عازم غرب تهران ، بزرگراه حکیم، خیابان پیامبر  و در نهایت خیابانی می شوم ؛ که منتهی به ساختمانی که لوکیشن اصلی مجموعه تلویزیونی « هفت سین » به کارگردانی یدالله صمدی است می شود .

درب باز است ، وارد حیاط خانه می شوم . صدای داد و فریاد فضا را پر کرده ، نمی دانم چه اتفاقی افتاده است از الهه رحیمی منشی صحنه که پشت مانیتور ایستاده می پرسم . چه خبر است ؟

او با تمام دقتی که به این حرف و حدیث ها می کند تا چیزی از قلم نیفتد ، همزمان برایم توضیح می دهد که بین خانواده احمد آقای شمس با بازی فردوس کاویانی و خانواده نوبخت با بازی سیروس گرجستانی درگیری پیش آمده و پای پلیس هم به همین دلیل به میان کشیده شده است .  دعوا بر سر یک واحد 100 متری اجاره‌یی است ، که دو خانواده مدعی مالکیت آن هستند و با میانجیگری نویسندگان سعید فرهادی و احسان بیگلری و ریش سفیدی یدالله صمدی ناگزیر می شوند با تحمل یکدیگر ایام نوروز را با هم در همین خانه سپری کنند و البته این شب عیدی ، اسباب و اثاثیه هر دو خانواده روی دستشان مانده و خلاصه خانه به بازار شامی تبدیل شده است که نگو و نپرس .

یدالله صمدی : نمی دانم  نتیجه این کاری که با عجله می سازم چه خواهد شد

یدالله صمدی با توضیح این که با چند بار جابجایی و تغییر نیروهای جلو و پشت دوربین گروه خوبی را دور هم جمع کرده ایم گفت : از اتفاق های مبارکی که در این سریال افتاده در کنار هم قرار گرفتن فردوس کاویانی و سیروس گرجستانی است که بقول قدیمی ها جفتشون جوره و در جهت تقویت و ثبات شخصیتشان در این مجموعه مدام با هم کل کل می کنند و یک جورهایی با هم دوئل گفتاری هدفمند دارند .

او افزود : وجود دو هنرمندی که از دل تئاتر بیرون آمده اند و در کنار آنها بازیگرانی چون ستاره اسکندری که او هم سابقه تئاتری دارد حضور دارند در جهت حرفه ای شدن کار کمک خوبی بوده است .

وی با توجه به فرصت کمی که برای تولید این مجموعه در اختیار دارد ابراز نارضایتی می کند و متعجب است از این که چرا همه کار ها شب امتحانی و دقیقه نود انجام می گیرد و برای تولید برنامه های مناسبتی چرا از قبل برنامه ریزی نمی شود و همه ساله این بی برنامه گی تکرار می شود و گروه ها باید روزانه 16 – 17 ساعت کارکنند و بالطبع استراحت کم راندمان کار را پایین می آورد و آن نتیجه دلخواه بدست نمی آید .

این کارگردان برجسته که آثار متفاوتی در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده ضمن اشاره به این که سختی کار و نارضایتی بخشی از موضوع است ؛ اما در کل خوشحال است که برای تلویزیون سریال طنز می سازد ؛ ادامه می دهد : زمینه طنزی در این مجموعه وجود دارد که سعی کرده ام در قالب کمدی موقعیت به آن برسم و امبدوارم این مجموعه که در 14 قسمت 40 دقیقه ای برای شبکه تهران در حال تولید است طبق برنامه برای پخش از 30 اسفند ماه آماده شود .

وی که هنوز طعم شیرین سریال شوق پرواز را از یاد نبرده است برای ساخت سریال تلویزیونی ابراز علاقه می کند ؛ اما معتقد است نباید کار تکراری انجام شود چرا که بااین کار به نوعی هزینه بیت المال هدر می رود .

حیاط خانه و اتاق ها پر از اسباب و اثاثیه دو خانواده است و نامرتبی فضا آنهم در آستانه نوروز کمی دلگیر است . مانیتور داخل آشپزخانه گذاشته شده و من نیز با گروه کارگردانی از داخل مانیتور نظاره گر این سکانس هستم .

حسن پویا مدیر تصویربرداری این مجموعه با نشان دادن این بهم ریختگی ؛ خانواده نوبخت شامل( پدر ، مادر و فرزندشان ) را در قاب دوربینش قرارمی دهد وپس از این سه شات  به نمای 2شات خانواده شمس شامل ( پدر و دختر ) می رسد .

فردوس کاویانی با آن بازی شیرین و محبوبش با حالت حق به جانب خودش را به جناب سروان معرفی می کند .

-         من احمد شمس صاحب این خانه هستم

-         جناب سروان: خیل خب ، اون چیه تو دستتون ؟

-         شمس : هم دزدگیر ماشینه و هم دزدگیر خانه . این آقا داشت از بالکن فرلر می کرد که من دیدمش چون از این کت فقط ایشون داره .

نوبخت جلو می آید و با اعلام اینکه شمس دروغ می گوید و باستناد مدرکی که همیشه همراهش دارد او صاحب خانه است ، سروان را به فکر فرو می برد ، که حق با کدامشان است و صاحبخانه اصلی کیست ؟

دوربین از پشت سر سروان را در جلوی کادر دارد و در عمق ، خانواده شمس را نشان می دهد که پدر ، دخترش را به دنبال مدرک خودشان  برای اثبات حقانیت خود در این دعوا ، داخل اتاق می فرستد ولی معصومه دختر او دست خالی بر می گردد و اعلام می کند آن مدرک در کیفش بوده  و در حال حاضر نیست . ودر یک نمای بسته ریشخند نوبخت که انگار در مبارزه پیروز شده است نشان داده می شود .

ستاره اسکندری : نقش های متفاوت مرا از کلیشه شدن نجات داده است

 اسکندری که در عید نوروز با نقشی متفاوت ظاهر خواهد شد درباره پیوستنش به این گروه می گوید : با توجه به اینکه درگیر کاری با آقای فنائیان بودم ، زمانی که دعوت به این کار شدم به دلیل فیلمنامه خوبی که داشت و مهمتر اینکه کارگردانی کار برعهده یدالله صمدی بود ابتدا نقش کوتاهی را قبول کردم ، اما بعدأ که ترکیب گروه تغییر کرد آقای صمدی نقش « چهره » همسرآقای نوبخت  را به من پیشنهاد دادندکه در واقع زن اصلی قصه این مجموعه است .

« چهره » ، زنی است که حرفه اش عکاسی است و درآستانه عید نوروز درگیر ماجرای اسباب کشی شده است . او وارد بحرانی می شود که در حین تلخ بودن ، طنز هم هست .«چهره »  زنی است که نسبت به جایی که اجاره کرده است وفکر می کند سرش کلاه رفته حق طلبی می کند .

این هنرمند از شانس خود در بازیگری می گوید که خوشبختانه در تئاتر پرسوناژهای مختلفی را بازی کرده  و در کار تصویر هم  با ظاهر شدن در نقش های متنوع دنیا های متفاوتی را تجربه کرده که او را از کلیشه شدن نجات داده است .

منشی صحنه با دقت زیاد راکوردها را چک می کند و یدالله صمدی درحین اینکه بازیگران را توجیح می کند .

نوبخت و همسرش « چهره » و احمدشمس و دخترش معصومه از نگاه سروان نشان داده می شوند و سپس دوربین در نمای لانگ همه پرسوناژها را در قاب خود می گیرد و سروان در این پلان ؟ که ادامه پلان قبل است با تعجب می پرسد که چطور اینهمه آدم در این خانه زندگی می کنند .

بگو مگوی دو خانواده دوباره از سر گرفته می شود و هرکدامشان مدعی هستند که خودشان مجاز به زندگی  در این خانه اند و درواقع نوبخت توضیحاتی می دهد که سروان برسردوراهی می ماند چرا که خق با هردوی آنهاست . و درنهایت با دعوت نوبخت از سروان برای نشان دادن مدرکی ، همه از قاب دوربین خارج می شوند .

افشانی :درگیری کیارش با اتفاقات ، درپیش برد و جذابیت قصه کمک می کند 

محسن افشانی بازیگر دیگر این مجموعه است که در نقش کیارش فرزند خانواده نوبخت ایفای نقش می کند . او ضمن تبریک سال نو به هموطنانش می گوید : کیارش  در این مجموعه ، دانشجوی تئاتر است و در اجرای تئاتر خیابانی فعالیت می کند .

افشانی ادامه می دهد : کیارش نیز همچون خانواده اش درگیر اسباب کشی  شده و ماجراهایی که در ادامه اتفاق می افتد سرنوشت او که قرار است ازدواج کند را تحت الشعاع خود قرار می دهد و در اثر بهم ریختگی و بی سروسامانی که به سراغ این خانواده آمده ازدواجش منتفی می شود و درنهایت درگیری او با مسائل پیش آمده درپیش برد و جذابیت قصه کمک می کند .

سکانس بعد داخل فضای هال خانه اتفاق می افتد . همه اهالی خانه روبروی جناب سروان و در قاب دوربین قرار دارند . همه منتظر نظر او هستند و درهمین جاست که نویسندگان این مجموعه در نقش ناجی ظاهر شده و در ذهن کاراکتر سروان این داستان می اندازند که با تدبیر عمل کرده و برای آرام کردن جمع بگوید بهتر است فعلا یک جوری با هم کنار بیایند ، چرا که اگر کارشان به دادگاه و قاضی کشیده شود تا روشن شدن ماجرا راهی جز پلمپ خانه وجود ندارد و همه آنها در روزهای اول سال جدید بی خانمان می شوند و شمس با زیرکی طنزگونه ای درب ها را قفل می کند تا کسی نتواند وارد خانه شود . و هردوخانواده می پذیرند همدیگر را زیر یک سقف تحمل کنند و با اتفاقاتی روبرو می شوند که قطعا علاوه بر ایجاد حس همزاد پنداری مخاطب با ایجاد موقعیت های طنز باعث مفرح شدن اوقات آنان در تعطیلات نوروزی خواهد شد و حضور بازیگرانی چون سیروس گرجستانی، فردوس کاویانی، ستاره اسکندری، شهره سلطانی، جواد عزتی، محسن افشانی، مهران رجبی، کیانوش گرامی، سمیرا حسن پور، سیما خضر آبادی، روح الله مفیدی، آریا صادقی، افشین نخعی ، سیاوش چراغی پور و ... در این مجموعه درکناراعتبار کارگردان آن بر این که نوروز 92 شاهد اثری دلنشین خواهیم بود صحه می گذارد .

بیش از این نمی توانم در کنار گروه باشم چرا که همه گروه فکروذکرشان کار است و کاراست و کار چون عزمشان را جزم کرده اند تا ان شاء الله به وعده خود عمل کنند و اولین قسمت این مجموعه را متناسب با برنامه ریزی انجام شده از 30 اسفند به پخش برسانند و البته در حال حاضر که این گزارش را برای چاپ به صفحه بندی می رسانم متوجه شدم که تا کنون 75 درصد تصویربرداری این مجموعه به پایان رسیده است و گروه همچنان بی وقفه مشغول کار هستند .




طبقه بندی: گزارش،
برچسب ها: عصرهنر، یدالله صمدی، هفت سین، سیروس گرجستانی، فردوس کاویانی، ستاره اسکندری، شهره سلطانی، جواد عزتی، محسن افشانی، مهران رجبی، کیانوش گرامی، سمیرا حسن پور، سیما خضر آبادی، روح الله مفیدی، آریا صادقی، افشین نخعی، سیاوش چراغی پور، مدیر تصویربرداری: حسن پویا، مدیر تولید: مرتضی متولی، تدوین: حمید رضا قربانی، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، طراح صحنه: بابک کریمی طاری، طراح لباس: آزاده قوام، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه ریزی:سعید کریمی، برنامه ریز: علیرضا نسایی، مدیر صدابرداری: کامران کیان ارثی، منشی صحنه: الهه رحیمی، موسیقی : علی کهن دیری، دستیار تولید: حمید پرهیز، مدیر تدارکات: اسماعیل کلبی آبادی، عکاس : بابک برزویه - سیما محمدی، مجری طرح: سیمای مهر اندیش.تهیه کننده: مجید سرسنگی،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات