تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من»
تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | ساعت 07 و 57 دقیقه و 04 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

همه خانواده من یعنی همه مردم ایران

بهناز وفایی وحدت

          سال نو در راه است و همه ما ایرانیان طبق سنت دیرینه آبا و اجدادیمان با نشاط و روحیه بهاری در حال خانه تکانی و آماده شدن برای استقبال از بهار طبیعت هستیم . و خیلی ها همه ساله با برنامه ریزی ، برای روز های آغازین سال تدارک سفر به شهر های توریستی کشور مان را می بینند ، که اخبار این سفر های نوروزی در رسانه های مکتوب و رادیو تلویزیون منعکس می شود .

        اما این روزهادر میان همه اخبار ریز ودرشت خبری درباره دو خانواده منتشر شده است که در آستانه سال نو  با پیدا شدن تعهدنامه‌ای که ۴۰ سال پیش توسط بزرگان این دوخانواده تنظیم شده است، در گیر ماجراهایی می شوند . این دو خانواده که کاشانی هستند ، یکی با صنعت گلاب گیری امرار معاش می کند و دیگری با صنعت فرش و از قضا این سوژه دستمایه فیلمنامه مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من» با نویسندگی مهدی بهپور و مجید آسودگان و کارگردانی داریوش فرهنگ است .

          حس کنجکاوی و سردرآوردن از ماجراهای زندگی این دو خانواده ، من و گروهی از دوستان و همکارانم در خبرگزاری ایسنا ، روزنامه ایران ، سایت تسنیم ، کافه سینما را بر آن داشت تا با برنامه ریزی روابط عمومی سیمافیلم ، پیش از آغاز سفرهای نوروزی تصمیم به سفر گروهی بگیریم و عازم شهری با قدمت هفت هزارساله شویم . شهری که در مآخذ اسلامی، ”قاشان“ یا ”قاسان“ ضبط شده و از شهرهای بسیار قدیمی ایران است. در حال حاضرما این شهر را بنام کاشان می شناسیم ، این شهر در مرکز ایران ، در ۲۶۰ کیلومتری جنوب پایتخت و ۲۲۰ کیلومتری مرکز استان واقع است.

          برای اولین بار است به کاشان می روم و تاریخچه کاشان تنها چیزی است که من را در این سفر حدودا 3 ساعته سرگرم می کند . تاریخچه پرباری که باعث مباهات هر ایرانی است و زمانی که متوجه می شوم تپه های موسوم به سیلک واقع در ۲ کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار می آید و حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دوره های مختلف ، پیشرفت شایانی را بدست آورده به ایرانی بودنم افتخار می کنم .

          نزدیکی های ظهر به کاشان می رسیم و ابتدا گروه خبرنگاران به باغ فین می رویم . یكی از بناهای مجلل و با ارزش تاریخی استان اصفهان، كه در 6 كیلومتری جنوب كاشان و در مجاورت روستای فین قرار دارد و گروه دوم مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من» در آنجا مشغول تصویربرداری هستند .

           مجموعه نوروزی «داریوش فرهنگ» ، محصول سیما فیلم است که پیش از این تحت عنوان «جشن تولد» معرفی شده بود ، اما نام آن به «همه خانواده‌ی من»  تغییر کرد و به دلیل نشان دادن فضای سنتی و دوربودن از هیاهوی تهران بزرگ در کاشان تولید می شود .  

از آنجایی که زمان زیادی تاپخش مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من» باقی نمانده و برای تسهیل در کار تولید همزمان دو گروه تصویربرداری این مجموعه را پیش می برند .

به محض ورود به باغ فین ، استقبال از گروه خبرنگاری مصادف با  تصویربرداری از سکانس‌های مربوط به بازی کاوه خداشناس در محوطه‌ی بیرونی حمام فین کاشان است .

  احمد زالی تهیه کننده این مجموعه با اشاره به اینکه  ، فیلمبرداری این مجموعه تا پایان سال در کاشان ادامه خواهد داشت توضیح می دهد که این مجموعه برای پخش در ایام نوروز در حال تولید است و با درونمایه‌ی طنز درباره‌ی دو خانواده کاشانی است که یکی از این دو خانواده در کار «گلاب» و دیگری در کار «فرش» است،اما پیدا شدن تعهدنامه‌ای که ۴۰ سال پیش توسط بزرگ این دوخانواده تنظیم شده است، ماجراهایی را برای اعضای این خانواده‌هابوجودمی‌آورد .

          زالی معتقد است این مجموعه مینیاتوری ازاقلیم و معماری کاشان است و با سلیقه ای که داریوش فرهنگ ازخود نشان داده است اگر درحد کارهای مرحوم حاتمی نیست کمتر ازآن هم نخواهد بود ، کاری سنتی ، ایرانی که توام با زندگی است و به همین دلیل در جلسات پیشنهاد دادیم تا قصه درکاشان اتفاق بیفتد تا بتوانیم از تمام ظرفیت های سنتی این شهر اعم از گلاب و فرش و بناهای تاریخی آن استفاده کنیم .

           شنیده بودم که قدم زدن در باغ فین و شنیدن صدای آب زلالش که در جوی های محوطه جاری است آرامشی خاص به انسان می دهد و دیدن بناهای آن در کنار درختان سربه فلک کشیده چشم ها را نوازش می دهد .

           به سراغ خانه طباطبایی ها می رویم جایی که گروه اول در حال کار است . همه ما با علم به اینکه کاربا حساسیت جلو می رود و هر چه به نوروز و زمان پخش مجموعه نزدیک می شویم سرعت و زمان کار گروه افزایش می یابد تا کار به موقع تحویل پخش شود . ازدور نظاره گر می شویم  تا داریوش فرهنگ خود برای گفت و گو اعلام آمادگی کند . ولی خودمانیم خانه طباطبایی هاخیلی زیباست و بایدبه انتخاب گروه برای تصویربرداری در چنین لوکیشن هایی تبریک گفت . ظاهرا در نوروز امسال باید شاهد مجموعه تلویزیونی ای باشیم که همراه سرگرمی و طنز مخاطب را با زندگی سنتی و آداب و رسوم مردم این دیار و همچنین جاذبه های توریستی شهر کاشان آشنا می سازد .این شهر عنوان دارالمومنین را برای خود به ارمغان آورده و آثار بازمانده ، كاشان را در ردیف پربارترین گنجینه های علمی و هنری جهان قرار داده است .

          این خانه در نزدیکی خانه تاریخی بروجردیها و در جوار بقعه مبارکه امامزاده سلطان امیر احمد (ع) است. به علت آنکه سنگ بنای این خانه را شخصی به نام حاج سید جعفر طباطبایی نطنزی بنا نهاده است به خانه طباطبایی موسوم و مشهور گردیده است.این خانه در زمینی به مساحت چهارهزار و 730 مترمربع و در حدود سال 1250 قمری با مهارت و هنرمندی معمار معروف کاشانی استاد علی مریم احداث شده است.این خانه مشتمل بر چهار صحن و حیاط می باشد که حیاط مرکزی متعلق به قسمت بیرونی و دو حیاط متعلق به اندرونی و یک حیاط متعلق به خدمه بوده است.قسمت اندرونی خانه شامل اتاق پنج دری ساده در مرکز و دو حیاط در دو طرف آن و دارای سرداب هایی که بادگیرها هوا را در آن جریان می دهند،‌است .خانه طباطبایی دارای پنج درورودی می باشد که ورودی اصلی به دو ورودی اندرونی و بیرونی در قسمت هشتی تقسیم می گردد. علت پیچ و خم های راهروهای ورودی جهت شکستن اختلاف ارتفاع و نداشتن دید مستقیم است .

          گروه اول با حضور داریوش فرهنگ تصویربرداری مربوط به سکانس‌های داخلی را دنبال می‌کنند. یکی از این سکانس‌ها مربوط به بازی فریده سپاه منصور در مطبخ ، ‌خانه طباطبایی‌های کاشان است .از پله  ها پایین می روم تا وارد مطبخ در زیرزمین عمارت شوم . با آشپزخانه سنتی زیبا یی روبرو می شوم که قفسه بندی آن د ر بین دیوارهای کاهگلی تعبیه شده و هر قفسه با ظروف سفالی تزیین شده است .  ادویه جات روی قفسه هاو بند سیر و فلفلی که روی دیوار آویزان شده هر بیننده ای را سر ذوق می آورد .
داریوش فرهنگ پشت ویزور دوربین قاب تصویر را چک می کند من آرام به سمت راه روی منتهی به اتاقکی که ظاهرا برای انبار آذوقه در نظر گرفته شده می روم چرا که مانیتور آنجاست و افراد پشت دوربین باید آنجا مستقر شوند که در فضای کوچک آشپزخانه جلوی دوربین قرار نگیرند .

           کنار سهیلا کاشفی منشی صحنه  می نشینم و از روی کلاکتی که آماده کرده متوجه می شوم گروه برای گرفتن پلان یک از سکانس 309 آماده می شوند که مربوط به قسمت هشتم مجموعه است .

          فریده سپاه منصور پشت میز چوبی داخل آشپزخانه ایستاده است که روی آن یک سبد حاوی گوجه فرنگی ، کاهو و سبزی است . او که نامش در این قصه خاله عزت است در حال خرد کردن سبزی است . مدیر تصویربرداری شهرام نجاریان روی شاریو و پشت دوربین قرار می گیرد و باحرکت تراولینگ به او نزدیک می شود . ابتدای پلان در نمایی لانگ خاله در حال خرد کردن سبزی نشان داده می شود قراراست در این پلان دست خاله با ساتور بریده شود . گریمور زیر میز پنهان شده و زمانی که  دوربین نزدیک می شود قاب آن براساس دکوپاژفرهنگ به کلوزآپ بازیگر می رسد و مجری گریم آیدا فرشادی فرصت پیدا می کند مایع خون را روی دستان سپاه منصور بریزد و او نیز جیغی بنفش می کشد که تمام فضای مطبخ را تحت والشعاع خود قرار می دهد و بر اساس توصبه های کارگردان شروع به کولی باز می کند و دست خون آلودش را تا جایی که جلوی قاب دوربین قرار بگیرد بالا می آورد .

در پلان بعدی که بلافاصله گرفته می شود با صدای جیغ خاله تمام افراد خانه از جمله زری و پری و شاپرک که به ترتیب افسانه ناصری ، فرحناز منافی ظاهر و هدی زین العابدین ایفاگر نقششان هستند ، سراسیمه از پله های بلند مطبخ پایین می آیند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است .

کاوه خداشناس که درزمان دانشجویی به کررات به کاشان آمده است ، کاشان را یکی از زیباترین شهرهای ایران می داند و به همکاری خود با فرهنگ در سال 88 در نمایش گالیله اشاره می کند که همین آشنایی را برای ادامه همکاری با  کارگردان بزرگی چون او کافی می داند .

          وی که نقش نوه گلابچیان یکی از خانواده های قصه این مجموعه را بازی می کند پس از پایان تحصیلاتش در رشته پزشکی به عنوان تنها باقیمانده این خانواده به کاشان برمی گردد و درگیر اتفاقات بین خانواده اش با خانواده فرشچیان می شود .

همه چیز برای پلان بعد که کاوه خداشناس به عنوان پزشک خانواده دست خاله را پانسمان می کند آماده است دوربین از زاوبه ای دیگر همان میز آشپز خانه  را در قاب دارد که حامد با بازی خداشناس  در حال بستن دست خاله است .

          حامد که از آه و ناله خاله بستوه آمده می گوید : بی بی زخم شمشیر که نخوردی چیزی نیست تمام شد .

خاله ناله کنان می گوید : بخیه نمی خواد ؟

          و حامد در حالی که نگاهش به شاپرک و مادرش افتاده به آنها می گوید که از آنجا بروند . خاله متوجه نگاه دکتر به شاپرک می شود و انگاری که اصلا دردی ندارد با شیطنت می پرسد : از اون خوشت میاد ؟

دکتر بخودش آمده و می گوید : از اون ؟!!!

خاله که همچنان به شیطنطش ادامه می دهد می گوید : نه پس ، از من !!!

           سهیلا کاشفی در باره سکانس اطلاعات لازم را در اختیارم قرار می دهد و داریوش فرهنگ درباره او می گوید : منشی صحنه فقط ثبت دیافراگم و حفظ راکورد نیست و کاری که از این منشی صحنه خواستم و خودش هم کمک کرده خیلی بیشتر از این هاست و در واقع مدیریت کرده و به اندازه دست چپ و راستم کنارم بوده و کمک کرده .

          او می گوید : در این مدت 47 روزی که تصویربرداری داشتیم حرف اول و آخر و شعار مان به تصویر کشیدن زیبایی ها در این مجموعه است و زیبایی یعنی کمال معرفت . و این تصایر زیبا با طراحی نور و تصویربرداری  شهرام نجاریان انجام شده و من هم سهمی در آن دارم .

          فرهنگ با اشاره به این که پس از 30 سال که از ساخت سلطان و شبان می گذرد ، مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من» را می سازد و احساس خود و گروهش این است که  نوروز 92 بیننده ، سلطان و شبان مدرن تر و جدید تری را شاهد خواهد بود و امیدوار است این اتفاق بیفتد .

           وی معتقد است این مجموعه  با جذابیت و  سلیقه بصری بالا درباره حفظ آثار و میراث فرهنگی و حتی غرور ملی ماست . و برای حراست از این گنجینه باید به زیبایی توجه ویژه ای داشت ، بنابراین زیبایی در این کار حرف اول ماست و به همین دلیل در جزء  به جزء تصاویر ، لباس ، نور و همه چیز دقت کافی می کنم و همه سعی دارند بهترین کار خود را ارائه دهند.

          او این مجموعه را کاری مفرح می داند و آن را در ژانر کمدی – تراژیک قرار می دهد و می گوید : ما در هیچ صحنه ای قصد خنداندن نداریم بلکه شرایطی فراهم می کنیم که لبخند بر لبها بنشیند و در این مجموعه از همه اقشار مختلف مردم حضور دارند از یک کودک گرفته تا یک پیرمرد 80 ساله که تعداد زیادی از بازیگران در آن ایفای نقش می کنند .

           این کارگردان در پایان می افزاید : «همه خانواده‌ی من» روایت من از قصه جشن تولد نوشته دو جوانی است که تا حالا آنها را ندیده ام و همه خانواده من یعنی همه مردم ایران و این ملک و عمارت تاریخی ای که از آن صحبت می شود یعنی خود ایران .

          در مجموعه تلویزیونی «همه خانواده‌ی من» پرویز فلاحی پور  نیز در نقش داماد بزرگ خانواده فرشچیان است که از خانواده گلابچیان محسوب می شود . او نیز مانند دیگر اعضای خانواده در گیر ماجراهای دو خانواده می شود و سعی دارد از کیان خانواده اش دفاع کند و در نتیجه  کارهایی انجام می دهد که فکر می کند درست است .

          او می گوید: وقتی این کار توسط داریوش فرهنگ پیشنهاد شد و فیلمنامه را خواندم از شخصیتی که پیشنهاد شده بود خوشم آمد و دوست داشتم آن را بازی کنم و واقعا به چیز دیگری فکر نکردم .

           پرویز فلاحی پور در پایان گفت : در این کار از داریوش فرهنگ خیلی چیزها یاد گرفتم ، چیز هایی که شاید در سالهای فعالیتم می دانستم ولی عملاکار نکرده بودم و به جرات می گویم ایشان از کارگردانان بزرگ این مرز وبوم هستند و امبدوارم مسوولان هم هوایش را داشته باشند




طبقه بندی: گزارش،
برچسب ها: عصرهنر، داریوش فرهنگ، فرهاد آئیش، پرویز فلاحی‌پور، محمد عمرانی، فریده سپاه منصور، ارژنگ امیر فضلی، کاوه خداشناس، هدی زین العابدین، ناصر گیتی‌جاه، افسانه ناصری، منوچهر علیپور، خسرو احمدی، شکوفه هاشمیان، فرحناز منافی ظاهر، مسعود سخایی، مریم سرمدی، علی دستان‌پور، علیرضا عسگری، ویسندگان فیلمنامه: مهدی بهپور، مجید آسودگان، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: سیدعلی هاشمی، دستیار دوم کارگردان: محسن میرزایی، مدیر تولید: عباس دقاقی، جانشین تولید: ایلیا مهرعلیزاده، مدیر تصویربرداری: شهرام نجاریان، دستیاران تصویر: محمد جعفرپور، میثم ریزه سرایی نظیمی، صدابردار: محمد کیان ارثی، دستیاران صدا: حسام مژده‌ای‌نیا، علی صادقی، طراح صحنه و لباس: پیام حسین سوری، طراح چهره پردازی: مهری شیرازی، منشی صحنه : سهیلا کاشفی، اجرای گریم: آیدین فرضی، آرش نصر، هادی لطفی، آیدا فرشادی، مدیر تدارکات: مهدی بخشش، جلوه‌های ویژه: حمید رسولیان، صداگذاری و ترکیب صدا: حامد رضی، روابط عمومی : محیا رضایی، عکس: مهدی دلخواسته، امید مسعودفر، تصویربردار پشت صحنه: محمد تامینی،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات