تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش پشت صحنه مجموعه تلویزیونی « پژمان » به کارگردانی سروش صحت
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 | ساعت 10 و 56 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

شهرت پژمان جمشیدی از فوتبال تا تلویزیون

گزارش : بهناز وفایی وحدت

مشهورشدن جذاب است؛ اینکه هرجا می‌روی با انگشت نشانت بدهند و ازت امضا بخواهند و به دنبالش کورشدن با نور فلاش. ته دلت قند آب می‌شود .

 شهرت ، معروفیت و محبوبیت موضوعیست که همیشه ودر هر برهه ای مطرح بوده و خیلی ها برای بدست آوردن آن تلاش می کنند . مهران مدیری شهرت را به سرطان تشبیه می کند و بهرام رادان معتقد است بستگی به سرشت و ظرفیت آدم‌ها دارد كه چه قدر بتوانند شهرت را هضم كنند و مصطفی زمانی می گوید داشتن ظرفیت شهرت، كار هر كسی نیست، برای همین است كه آدم‌های بزرگ انگشت شمارند او معتقد است شهرت برای پیشرفت خوب است اما زندگی با شهرت كار ساده‌ای نیست. و البته همه این حرف ها به جای خود ؛ بزرگان ثابت کرده اند شهرت و معروفیت زمانی ماندگار است که با محبوبیت همراه باشد و محبوبیت حتی به جایی می رسد که برخی را به اسطوره تبدیل می کند . محبوبیت و شهرت نه به قیافه است و نه به سواد بلکه به مرام آدم ها بستگی دارد . در عالم هنر و حتی ورزش کسانی ماندگار شدندیا می شوند که رفتار و منش آنها زبانزد خاص و عام باشد .

 معیارهای شهرت بسیار ساده تر از محبوبیت دست یافتنی هستند. کافی است کسی  چند بار مقابل دوربین تلویزیون قرار بگیرد طبیعتا چهره شناخته شده ای برای مردم خواهد شد و امکان دارد آدم های بسیاری جلویش را بگیرند ، از او سئوالاتی بکنند ، امضا بگیرند و یا با او عکس بیندازند .

موضوع شهرت درسینما و تلویزیون بیشتر از فعالیت های دیگر به چشم می آید بنابراین نشان دادن خوبی ها و بدی های شهرت و بررسی آن نیز درهمین هنر موثرتر است . نمونه آن در فیلم هنرپیشه کاملا نمود دارد که صاحب اثر تعریف شهرت و عوارض آن را به خوبی نشان می دهد . مشکل روحی و افسردگی از عمده ترین عوارض شهرت است که پس از تمام شدن دوران طلایی هر فرد به سراغش می آید و همین عارضه بزرگترین وجه تمایز آن با محبوبیت است چرا که افسردگی هیچگاه سراغ ادم محبوب نمی رود .

پیمان و محراب قاسم خانی با استناد به این موضوع  مورد توجه  جامعه ؛ هنر و ورزش را در تعامل با یک دیگر قرار داده  و با چاشنی طنز - شهرت - را در یک شخصیت ورزشی به چالش کشیده اند و سناریوی مجموعه ای با نام « پژمان »  را به ذهن پویای سروش صحت سپردند تا ایام نوروز 92 را برای مخاطب شبکه سوم سیما مفرح سازند .

وقتی تصمیم گرفتم برای تهیه گزارش به سراغ گروه تولید کننده این مجموعه تلوبزبونی بروم  ، مروری روی لیست عوامل این پروژه  کردم که با نام  پیمان و مهراب قاسم خانی به عنوان نویسنده روبرو شدم ، نویسندگانی که همواره آثارشان مورد توجه مخاطب بوده است . سروش صحت به عنوان کارگردان جوان و خوش نامی که آثارش  همچون بازیگری او نیز همواره دیدنی است . محمود رضایی از کارگردانان تلوبزبونی که تجربه اش در جلوه گر شدن آثار تلوبزبونی همیشه موثربوده است . بهاره رهنما که بازی هایش در آثار مختلف مخاطب پسند است . شقایق دهقان که نقش هایی که ایفا کرده همیشه ماندگار هستند . سام درخشانی که در نقش هایی که به او محول می شودهمیشه خوب می درخشد و در این مجموعه به عنوان مدیربرنامه های پژمان حضور دارد . غلامحسین لطفی که به عنوان پیش کسوت در زمینه بازیگری و کارگردانی محبوب مردم است و قطعا سریال آیینه به کارگردانی او در دهه 60 هنوز در یادهاست . بیژن بنفشه خواه نیز از دیگر بازیگران مجموعه « پژمان » که حضورش در هر کاری مخاطب را به یاد پدر هنرمندش می اندازد و این نشان دهنده حرکت درست او در این عرصه است چرا که راه پدر محبوبش را ادامه می دهد و در کنار همه عوامل این مجموعه  نام پژمان جمشیدی رامی بینم که از ورزش فوتبال به سراغ هنر آمده و با شجاعت در نقش فوتبالیستی که شهرت و پولش را از دست داده بازی می کند .

حالا افرادی که در بالا از آنها یاد کردم در  کنار شهرت ، محبوبیت هم دارند یا نه قضاوتش با مردم است ؛ وظیفه من تهیه گزارش از پشت صحنه مجموعه تلویزیونی « پژمان » به تهیه کنندگی  محسن چگینی است که در یک روز آفتابی در فصلی که باید زمستانی باشد ؛ اما زودتر از موعد خود را تسلیم بهار کرده است ؛ به سراغ گروه سازنده مجموعه تلویزیونی « پژمان » می روم . لوکیشن اتوبان ارتش است و نمایندگی اتومبیل که پژمان شخصیت فوتبالیست قصه ، ماشین مدل بالای خود را به آنجا برده است و موقع حساب کتاب ، کارت عابر خود را می کشد ؛ اما حسابش خالیست .

وارد نمایندگی میتسو بیشی واقع در اتوبان ارتش می شوم ، فضای بزرگی است و ماشین های خیره کننده و زیبای آن از همان اول نظرم را جلب کرد و البته قیمت ها را که دیدم بخود آمدم و در همان حوالی اتومبیل ها چشمم به تجهیزات تصویربرداری و عوامل مجموعه « پژمان » می افتد .

قصه ای که در مجموعه « پژمان » به تصویر کشیده می شود زمانی برایم جذاب تر شد که در گپ کوتاهی با پژمان جمشیدی ، متوجه می شوم طرح این قصه را خودش با پیمان قاسم خانی مطرح کرده است .

 

پژمان جمشیدی : من جسارت نمی کنم خودم را هنرمند بنامم

 

جمشیدی درباره حضورش در این پروژه می گوید : طرح این کار را خودم با پیمان قاسم خانی در میان گذاشتم و چون نویسندگی این مجموعه را پیمان و مهراب انجام دادند و سروش صحت هم که از دوستان قدیمی من است و سال هاست با هم فوتبال بازی می کنیم کارگردانی آن را پذیرفت ،  ارادت به این سه نفر و همچنین تهیه کننده آقای چگینی باعث شد وقتی از من دعوت کردند قبول کنم که با این پروژه همکاری کنم .

او ضمن ابراز خرسندی از همکاری با این گروه یک پارچه و صمیمی ادامه می دهد : وقتی طرح را با پیمان در میان گذاشتم خوشش آمد و زمانی که تصمیم گرفته شد نگارش آن شروع شود برای این که به کسی توهین نشود و فردی از جامعه فوتبال به دل نگیرد از من اجازه گرفتند که اسم شخصیت اصلی پژمان جمشیدی باشد و نام سریال هم پژمان گذاشته شد .من ارادت زیاد به جامعه فوتبال دارم و جسارت نمی کنم خودم را هنرمند بنامم .

امبدوارم مردم از این کار خوششان بیاید و اگر کاستی ای در آن می بینند به حساب این بگذارند که اساسا کارم این نیست ولی تجربه شیرینی بود و با توجه به این که تاکید می کنم من هنرمند نیستم اگر شرایطش ایجاد شود دوست دارم دوباره جلوی دوربین بروم .

 

نوبت جمشیدی است که جلوی دوربین برود کسی که شاید زیاد جلوی دوربین رفته است اما به عنوان بازیکن فوتبال و حالا موقع محک زدن او جلوی دوربین حسن اصلانی به عنوان یک هنرپیشه برای اولین بار است .

دو دوربین با طراحی محمود رضایی به عنوان کارگردان تلوبزبونی در دو طرف گذاشته می شود یکی از دوربین ها رئیس نمایندگی را در قاب خود دارد و دوربین دیگر به سمت پژمان قرار می گیرد تا رضایی با تلفیق تکنیک و احساس که حاصل سال ها تجربه اوست کار را سوییچ کند .

 

محمود رضایی : خیلی دوست دارم  این کار آخرین کارم باشد

 

محمود رضایی فارغ التحصیل کارگردانی از دانشکده صدا وسیماست . او سال هاست در این حرفه کار می کند و کارگردان منظبتی است و از سابقه ای که از او سراغ دارم بی نظمی در کارها اورا می رنجاند .

وی از بی نظمی و بی تجربگی و غیر تخصصی کارکردن برخی آدم ها در این حرفه صحبت می کند که معتقد است باعث رنجش و آزار قدیمی ها شده است .

او می گوید : کار ما تلفیقی از احساس و اندیشه است که اگر قرار باشد  هر کدام به تنهایی استفاده شود کار لنگ می زند و موفق نمی شود .

رضایی با اشاره به این که به خاطر سروش صحت در این کار حضور دارم از بی دانشی برخی افراد در این حرفه صحبت می کند که ظریف کاری های آن را رعایت نمی کنند و به همین دلیل می گوید : خیلی دوست دارم این کار آخرین کارم باشد و از این پس ذهنم را معطوف به کارهای مستندم کنم .

سروش صحت به عنوان کارگردان هنری با حوصله بازیگران را برای این سکانس توجیه می کند و زینب نصرالهی دستیار کارگردان برای آماده کردن صحنه به او کمک می کند . پشت مانیتور کنار محمود رضایی و گل کوشان منشی صحنه  می ایستم ، بازیگران سرجای خود قرار می گیرند و سروش صحت نیز برای کنترل بازی ها و میزانسن خود به عوامل پشت مانیتور می پیوندد . دستیار کارگردان با صدای بلند سکوت را در فضا حاکم می کند تا با اشاره کارگردان دستور حرکت بدهد . علیرضا نوروزیان صدابردار اعلام آمادگی می کند و تصویربرداران بر اساس دکوپاژ قاب های مورد نیاز را برای سوییچ محمود رضایی ارائه می دهند .

 

سروش صحت : ما مثل یک خانواده هستیم

سروش صحت با اشاره به این که از نوشته های پیمان و مهراب قاسم خانی خوشش می آید و سال هاست با چگینی کار می کند این گروه را یک خانواده می داند و دلیل پذیرفتن کارگردانی این مجموعه را همین موضوع عنوان می کند . 

وی می گوید : موضوع مجموعه ما درباره فوتبال نیست بلکه قصه ما درباره زندگی یک فوتبالیست است .

صحت که بیشتر ترجیح می دهد به جای حرف زدن به کارش بپردازد با جواب های کوتاه سعی می کند مصاحبه زودتر به پایان برسد و با اشاره به این که کار طنز را دوست دارد می گوید : خارج از این علاقه ، همیشه کارهای طنز هم به من پیشنهاد می شود ولی در حال حاضر کاری با عنوان « خاطرات مردناتمام »  در حال پخش است که نقش من در آن شیرین هست ولی کارکتری که دارم جدی است .

او از این که کار را دیر شروع کرده اند ناراخت است اما معتقد است به دلیل حضور گروه حرفه ای جایی برای نگرانی نیست و امیدوار است کار به موقع برای پخش آماده شود و مردم هم در ایام نوروز از دیدن آن لذت ببرند .

 

 

دستیار کارگردان با اشاره صحت حرکت می دهد و سکانس 71 از قسمت چهارم ضبط می شود .

پژمان برای تسویه حساب مخارج تعمیر اتومبیلش وارد نمایندگی می شود . او به دفتر تعمیرگاه مراجعه می کند . خانم منشی که اولین بارش است جلوی دوربین را تجربه می کند با لباس فرم اداری و چهره ای گشاده صورت حساب و کارت عابر را از پژمان می گیرد . رمز عابر را از پژمان می پرسد ولی قبل از این که او جوابی بدهد رئیس نمایندگی رمز را می گوید . پژمان با تعجب از رئیس می پرسد رمز عابر مرا شما ازکجا می دانید که در جواب می شنود از مراجعه قبل همچنان یادش مانده است . 

دراین فاصله که منشی می خواهد از کارت عابر حساب تعمیرگاه را کسر کند رئیس با پژمان گپ فوتبالی می زند .

جمالی رئیس نمایندگی از وضعیت فوتبال سئوال می کند و پژمان که دل پری دارد می خواهد خود را بی تفاوت نشان دهد اما نمی تواند . او به رئیس می گوید : چی بگم خودت که می بینی. این از وضع باشگاه ها ، اون از وضعیت تیم ملی ! یه مشت بی تعصب گذاشتن توزمین راه می رن .

جمالی حرف او را تایید می کند و ابراز نارضایتی از فوتبال ؛ که دیگر رغبت نمی کند هچ فوتبالی را ببیند .

پژمان می گوید : همه چی شده پول ، ماها فعل خواستن رو صرف می کردیم ، می رفتیم تو زمین و سرمونو می گذاشتیم جلوی توپ .

او که به قول معروف شور یا همان جو می گیردش یک باره از جا بلند شده و پیراهنش را بالا میزند تا زخم های بدنش را نشان دهد که منشی وارد می شود و خبر از کم بودن موجودی در حساب عابر پژمان را می دهد .

پژمان که می خواهد کم نیاورد می گوید : ای بابا باز چی خریدم که کارتم خالی شده ( کمی فکر می کند ) آهان به زلزله زده ها کمک کردم .

او مورد تشویق رئیس قرار می گیرد و برای این که جو را عوض کند و حواس ها را از بی پولی اش منحرف کند می گوید : حالا دیگه گفتن نداره براتون چک می نویسم . و در ادامه حرکت قبلی اش بعد از بیرون رفتن منشی  دوباره از جا برخواسته و پشت میز رئیس می رود و با نگاهی به  اطراف ، پیراهنش را بالا زده و زخم های بدنش را نشان می دهد که البته در فیلمنامه موکدا توضیح داده شده که در این پلان دوربین مدیوم شات می گیرد و بدن زخمی پایین قاب دوربین قرار می گیرد تا موقع پخش گرفتار ممیزی نشود !!!

همه این سکانس به همین راحتی که تعریف می کنم گرفته نشد چون بابت هر حرکت و دیالوگ زاویه هر دو دوربین متناسب با دکوپاژ تغییر می کند و مابین هر تغییر جای دوربین علاوه بر این که نور تغییر می کرد ، گریمور نیز برای تجدید گریم  پژمان پا به میدان می گذاشت .

در گزارش امروز تنها مهمان گروه نیستم  و برخلاف گزارش های دیگر که همکارنمان از برنامه شما و سیما می آمدند این بار و برای اولین بار با همکارانی که برای تهیه گزارش برای برنامه « هفته نما » که جمعه ها ساعت 30/ 22  از شبکه نمایش پخش می شود آشنا می شوم که آنان نیز امروز مهمان این پروژه هستند . و تازگی حضور آنان برای من که قطعا در گزارش های دیگر با آنان روبرو خواهم شد در کنار تازگی موضوع این مجموعه مورد توجهم قرار گرفت .

شاید قبلا مجموعه های مثل 3-5-2  در باره فوتبال ساخته شده اند ولی همان گونه که صحت هم گفت این مجموعه درباره فوتبال نیست ولی عوارض شهرت در یک فرد فوتبالی را مطرح می کند که  در نوع خود جدید و  بدیع است . پژمان جمشیدی از فوتبالیست های سابق تیم ملی کشورمان که درواقع در این سریال به نقش خودش یعنی ستاره سابق پرسپولیس بازی می کند ؛ نقش فوتبالیستی را دارد که برای چهارمین فصل متوالی با وجود تلاش فراوان، موفق نشده تیمی را برای خود دست و پا کند. پژمان به تدریج وارد دورانی می شود که کمتر کسی او را در کوچه و خیابان می شناسد و دیگر نمی تواند از امتیازات شهرت رو به زوالش استفاده کند، اما او هنوز در حال و هوای ستارگی اش است و نمی خواهد بپذیرد که عمر فوتبالش به پایان رسیده است. با وجود این، شرایط مالی نامساعد و برخی مشکلات اقتصادی که گریبانگیر خانواده اش شده، او را مجبور می کند که قید زندگی لوکس و پرخرجش را بزند و پس از سال ها دوباره نزد خانواده اش بازگردد. پژمان حالا باید در 35 سالگی خودش را آماده شروع یک زندگی جدید کند؛ زندگی ای که ماجراهای جدیدی را پیش روی او قرار خواهد داد.

مجموعه طنز نوروزی « پژمان » که اواسط بهمن 91 مقابل دوربین رفته است در منطقه اختیاریه تهران کلید خورد و بلوار ارتش، آجودانیه و... از جمله لوکیشنهای  سریال هستند .

 

سام درخشانى در این سریال نقش مدیر برنامه های پژمان را ایفا می کند و بهاره رهنما، شقایق دهقان، هوشنگ حریرچیان، بیژن بنفشه خواه، غلامحسین لطفی،حسین سلیمانی،اردشیر كاظمى و... دیگر بازیگران اصلی این سریال هستند.

سایر عوامل اصلی پروژه عبارتند از: نویسندگان: پیمان قاسم خانى و مهراب قاسم خانى، كارگردان تلویزیونى: محمود رضایی، مدیر تولید: رضا كریمى، صدابردار: علیرضا نوروزیان، مدیر تصویربردارى: حسن اصلانى، طراح گریم: ایمان امیدوارى، تدوین: شهرام كیور، طراح صحنه: ملودى اسماعیلى، طراح لباس: رعنا امینى، برنامه ریز و دستیار یك: زینب نصرالهى، مدیر تداركات: جعفر عبدلى، عكاس: بهرنگ دزفولى،مشاور رسانه ای: هادی داداشی، محصول گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما.

یادآور می شود سریال قبلی چگینی در مقام تهیه کننده با نام «دزد و پلیس» به کارگردانی سعید آقاخانی که پاییز امسال روی آنتن شبکه سه رفت، با استقبال مخاطبان مواجه شد.




طبقه بندی: گزارش،
برچسب ها: عصرهنر، سروش صحت، یمان قاسم خانى و مهراب قاسم خانى، كارگردان تلویزیونى: محمود رضایی، مدیر تولید: رضا كریمى، صدابردار: علیرضا نوروزیان، مدیر تصویربردارى: حسن اصلانى، طراح گریم: ایمان امیدوارى، تدوین: شهرام كیور، طراح صحنه: ملودى اسماعیلى، طراح لباس: رعنا امینى، برنامه ریز و دستیار یك: زینب نصرالهى، مدیر تداركات: جعفر عبدلى، عكاس: بهرنگ دزفولى، مشاور رسانه ای: هادی داداشی، محصول گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما.،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات