تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش پشت صحنه مجموعه تلویزیونی هوش سیاه
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 | ساعت 11 و 21 دقیقه و 08 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

در هوش سیاه 2 شاهد پلیس توانا ، هوشمند و تکنولوژیک خواهید بود

گزارش : بهناز وفایی وحدت

 انفجاری که همه را میخکوب کرد

یک روز زمستانی است اما نه سرد است و نه برفی، حتی ابرها آنقدر خساست به خرج داده‌اند كه مدت‌هاست حتی یك قطره هم برای دلخوشی، نباریده‌اند. ماشین به سمت خیابان بهار می ‌پیچد. راننده می‌گوید هوا واقعا بهاری است و انگار نه انگار كه زمستان است و یک باره صدای انفجار هم من را به خود می آورد و هم باعث میخکوب شدن راننده وسط خیابان می شود . مردم اجتماع کرده اند و چشمان راننده که به نیرو های پلیس می افتد فکر می کند اتفاق ناگواری افتاده و ترجیح می دهد هر چه سریع تر از  آن منطقه دور شود . از خودرو پیاده می شوم  ، راننده خود را جمع و جور می کند و انگار که می خواهد سرخی رخسار و ترس چهره اش را مخفی کند : کجا آبجی اینجا که هنوز اول بهاره . و صدایش در هم همه مردم گم می شود .کرایه را حساب می کنم ، نمی دانم پول زیاد دادم یا کم . بقیه پولم را گرفتم یا نه ، خواسم معطوف به اجتماع مردم است . می شنوم که همسایه ها نگرانی خود از انفجار را ابراز می کنند و عبدا... شهباززاده مدیر تولید مجموعه « هوش سیاه » برای آنان توضیح می دهد ،که در خانه متروکه خیابان بهار با آن بنای قدیمی چه اتفاقی افتاده است و ماجرای گروگانگیری را شفاف سازی می کند و گزارشی که تقدیم می شود ماحصل ماجراهای همین لوکیشن و قضایای گروگانگیری در مجموعه تلویزیونی هوش سیاه 2 به کارگردانی مسعود آب پرور و تهیه کنندگی سید مرتضی فاطمی نویس است .

ژانر پلیسی در سینما وتلویزیون به دلیل صحنه های اکشن ، هیجان و دلهره ای که ایجاد می کند همواره مورد توجه مخاطب ، خاصه مخاطب جوان بوده است . اما با توجه به رشد روزافزون استفاده از رایانه و خدمات الكترونیك و زمینه بروز جرایم در این حوزه نه تنها پلیس را به اتخاذ تمهیدات جدید برای پیشگیری و مقابله مؤثر با متخلفین عرصه كامپیوتر و الكترونیك ‌كشانده ، بلکه دستمایه جدیدی در تولید فیلم و سریال برای سازندگانی که در ژانر پلیسی فعال هستند ایجاد کرده است .

نصیری خواه : برای این سکانس خون دادم

از اجتماع مردم می گذرم و وارد حیاط خانه متروکه می شوم . با چند نفر زخمی روبرو می شوم که فکر می کنم برای این سکانس گریم شده اند . سراغ خسرو نصیری خواه دستیار کارگردان و برنامه ریز مجموعه را می گیرم که برای تهیه این گزارش با او هماهنگ کرده ام . او که جلوی موهایش توسط ماده ضدعفونی بتادین رنگ شده نزدیک می شود و قبل از این که برای مرتفع شدن حس کنجکاوی ام سئوالی مطرح کنم ، می گوید : گریم نیست بلکه در اثر انفجار برخی عوامل که خیلی به صحنه نزدیک بودیم آسیب جزیی دیدیم و ماجرا از این قرار است که در این سکانس دو انفجار در همکف ساختمان انجام می شود که اولین انفجار خاکی است و موج انفجار کلاهم را پرت می کند و دومین انفجار که آتشی و قوی تر است منجر به خرد شدن شیشه ها می شود که روسرو روی ما می ریزد و آتش انفجار دوم بخشی از موهای سر و صورت کاوه مهدوی که نقش گروگانگیر را بازی می کند می سوزاند و شکر خدا اتفاق خاصی نیفتاد ولی به نظرم قدر این سکانس را باید دانست چرا که بالاخره برای این سکانس بهای سنگینی پرداخت کردم و خون خودم را در راه آن دادم !!!

گروه آماده صحنه اکشنی است که در آن نیروهای ویژه قرار است برای نجات دختری که از بیمارستان روبوده شده وارد عمل شوند . دو مامور  آرام از راه پله های خانه متروکه بالا می روند و دو دوربین روی دست بالا رفتن آنان را از جلو و پشت سر درقاب خود ثبت می کنند .

ماموران بالا می روند و اتاق ها را یکی پس از دیگری چک می کنند تا می رسند به اتاقی که دختر در آن محبوس شده است .

کاوه مهدوی درنقش گروگانگیر به نام فریبرز در این پروژه ایفای نقش می کند . او که از قبل با کامران با بازی کیکاووس یاکیده آشناست با ترفند او وارد این بازی می شود و از آنجایی که کامران از خود ردی بر جا نمی گذارد با مواد منفجره ای که از قبل در محل کار گذاشته و از راه دور کنترل می کند در صدد از بین بردن فریبرز برمی آید . و انفجارهایی که در این سکانس طبق فیلمنامه برای از بین بردن او  رخ می دهد در واقعیت منجر به سوختن موهای سر و صورتش شده که به دلیل نزدیک بودنش به محل انفجار اتفاق می افتد  .

البته با توضیح این سکانس نباید فکر کنیم که این مجموعه قرار است فیلمی پلیسی با صحنه های اکشن باشد چرا که براساس سابقه سری اول و آن‌طور كه در روند قصه و فیلمنامه می بینم قرار است عده‌ای نابغه رایانه با كار حرفه‌ای ‌شان شگفت‌زده‌مان كنند.

آثار غیرایرانی بسیاری وجود دارند كه موضوعاتی از این دست را دستمایه كارشان قرار می‌دهند و دسترسی به آنها نیز به سادگی صورت می گیرد بنابراین جوانان ما با دیدن این قبیل آثار با آن پروداکشن ها ، توقع شان از این نوع فیلم‌ها و سریال‌ها بالا رفته است .

سری دوم هوش سیاه نفس مخاطب را در سینه حبس می کند

هوش سیاه نامی آشناست ، مجموعه ای پلیسی که در آن موضوعات بلوتوث، سرقت نرم‌افزار، هک، شرکت‌های هرمی، دوستی‌های اینترنتی و... مورد بحث قرار می‌گیرد . مجموعه ای که پخش سری اول آن از اول اردیبهشت 1389 از شبکه سوم سیما آغاز شد و نظر مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد . و حالا سری جدید آن در حال تولیداست که البته به گفته کارگردان ربطی به سری اول ندارد .

وی می گوید : در سری اول ما 9 پرونده مستقل داشتیم و در کنار آن پرونده کامران بوریایی هم به عنوان نخ تسبیح این پرونده ها را به هم پیوند می داد . اما در سری جدبد قصه اصلی ما روی کامران و پلیس می چرخد و شاخه فرعی دیگری ندارد و 26 قسمت 45 دقیقه ای  فقط به این موضوع می پردازیم .

آب پرور معتقد است چون در حال حاضر تلوبزبون را ملودرام های خانوادگی تغذیه می کند و جای این جور سریال ها با موضوع امنیت ملی خالیست جای خود را در بین مخاطب پیدا خواهد کرد و مخاطب در هوش سیاه شاهد پلیس توانا ، هوشمند و تکنولوژیک و کاملا مسلط به اوضاع خواهد بود و از طرف دیگر نیز با مجرمی روبرو هستیم که از توانایی های خاص خودش برخوردار است و این چالش دیدنی خواهد بود .

مسعود آب پرور معتقد است سری جدید مجموعه " هوش سیاه " موفق تر از سری اول آن خواهد بود چراکه به استانداردهای ژانر پلیسی - معمایی نزدیک تر شده ایم.
با تعریفی که این کارگردان از فیلمنامه سری جدید می کند به نظر فیلمنامه سری دوم  نسبت به قسمت اول پر کشش تر نوشته شده و حتما نفس مخاطبان هنگام دیدن سریال در سینه هایشان حبس خواهد شد  .

وی می گوید : در این 26 قسمت با یک داستان دو قطبی مواجهیم که یک طرف سرگرد احمدی و سمت دیگر کامران بوریایی است اما داستانک‌هایی در قصه داریم که پر از شخصیت‌های اصلی و فرعی هستند، که به تدریج وارد قصه می‌شوند و به فراخور قصه از آن بیرون می‌روند.

آب‌پرور ضمن اشاره به این موضوع که در 9 قسمت اول نیمی از داستان در زندان می‌گذرد ، تلاش ضد قهرمان برای فرار از زندان را کنشی در قصه می داندکه مخاطب را درانتظار فرار او از زندان نگه می دارد ، چرا که این شخصیت تاب و تحمل چارچوب زندان را ندارد.
او درباره استفاده از جلوه‌های ویژه میدانی و رایانه‌ای در این کار گفت: ما بسیاری از فضاهای اکشن و بدلکاری‌ها را بر اساس قصه‌مان در دل کار طراحی کرده‌ایم. بر اساس چارچوبی که قصه تعریف می‌کند ما به اکشن و بدلکاری به عنوان چاشنی کار نگاه نمی‌کنیم بلکه اکشن یکی از ضرورت‌های دراممان استوی افزود: خوشبختانه گروه بسیار خوب و منسجمی داریم و با توجه به اینکه معمولاً حاصل کار گروهی منسجم، موفق است من هم امیدوارم این سریال با اقبال خوب مخاطبان مواجه شود.

حسن کریمی مدیر تصویربرداری را می بینم که دوربین به دست قاب خود را چک می کند و متوجه شدم  که همانند سری اول این مجموعه تصویربرداری تماماً بر روی دست انجام می شود و تا آنجایی که یادم می آید در سری اول هوش سیاه  پلانی وجود نداشت که در آن دوربین روی سه‌پایه قرار گرفته باشد.

حسن کریمی که بیشتر درگیر کار است و فرصت صحبت کردن با او را پیدا نمی کنم ولی از آنجایی که درباره حرکت دوربین روی دست کنجکاو هستم گپ کوتاهی با مهدی قیصری می زنم که به عنوان تصویربردار در کنار حسن کریمی قراردارد .

او می گوید از اول باریتمی که کارگردان در نظر داشت و نوع سوژه که جنایی پلیسی است و بخاطر انرژی و اکتی که دوربین روی دست به کار می دهد می طلبید که با این شیوه کار کنیم . خیلی از نماهای اکشن مانند صحنه های انفجار را 2 دوربینه گرفتیم و این کار هم فقط برای اختلاف نما ها و ریتم کار که به تدوین کمک کند انجام می شود .

قیصری می گوید : با توجه به ریتمی که آقای آب پرور برای کارشان در نظر گرفتند شما در هیچ سکانسی 2 پلان مثل هم و ساکن نمی بینید و همه چیز درحرکت است و دوربین روی دست هم در واقع مکمل این ریتم و در جهت انتقال پیام است .

وی دوربین روی دست را برای هر کاری منطقی نمی داند و معتقد است اگر بجا و درست از دوربین روی دست استفاده نشود ماحصل آن باعث آزار چشم مخاطب می شود .

قیصری برای تصویربرداری از  پلان 1 سکانس 28 از قسمت 23 مجموعه مجبور است روی میزی قرار یگیرد و با بالا نگه داشتن یک پای خود از بالا خود را آویزان می کند تا از نمای بالا  روی کیسه خوابی که روی تخت قرار دارد حرکت کند تا به سر  کیسه و در نهایت صورت دختری که درون آن است برسد ، دختری که به دلیل اختلاف کامران با پدرش توسط فریبرز از بیمارستان روبوده شده است .

در سکانسی دیگرماموران دختر مجروح را که لای پتو گذاشته اند سرم به دست از ساختمان خارج می کنند و در این هنگام دو انفجاری که داخل خانه صورت می گیرد را از زاویه ای دیگر می بینیم و در این زاویه مجدد انفجارها انجام می شود ؛ اما قبل از انفجارها چندین بار رفت و آمد و حرکت دوربین ها تمرین شد تا حرکت ها بدون خطا صورت گیرد چرا که هر گونه اشتباه مستلزم برداشت مجدد و تکرار انفجار می شود .

با توجه به صدا و موج انفجار  قبلی برخی عوامل برای انفجار این سکانس گوش های خود را با پنبه پر کرده و حتی یک نفر را می بینم که به گوشه ای از حیاط پناه می برد .در این سکانس تصویربردار روی شاریو می نشیند و طبق توافقی که با آب پرور کرده است همانند سری اول مجموعه هوش سیاه ، دوربین روی دست قرارمی گیرد و با جلو آمدن نیرو های پلیس که مجروح را به سمت درب خروجی ساختمان می برند ، روی ریل به عقب می کشد و از ساختمان خارج می شود . در این شرایط حساس من هم در چهارچوب یکی از اتاق ها که مشرف به صحنه است پناه می گیرم و همراه عوامل دیگر ناظر این انفجار هستم و به غیر از تصوبر بردار این سکانس توسط دوربین موبایل ها و تبلت به ثبت می رسد .

امیررضا دلاوری نقش سروان رضا عطایی را بازی می کند و درادامه این سکانس با نیرو های خود وارد می شود تا به سراغ گروگانگیر بروند واین پلان زاویه دیگری از آن دو انفجار است که از داخل حیاط نشان داده می شود اما این بار انفجار صورت نمی گیرد بلکه با ریختن شیشه خورده از بالا روی سر سروان عطایی تداعی انفجار داخل ساختمان می شود .

تصوبربرداران دراین سکانس نباید کف حیاط را در قاب خود داشته باشند برای این که  کف حیاط پر از خرده شیشه است و قبل از انفجار نباید لو برود . ریل از سمت درب حیاط به سمت درب ورودی ساختمان چیده شده است ،  هر دو دوربین روی شاریو هستند و یکی از دوربین ها خروج نیروها که دختر مجروح را به بیرون منتقل می کنند درقاب دارد و دوربین دیگر ورود سروان عطایی و همکارانش به محوطه حیاط را می گیرد . و در واقع آب پرور با این دکوپاژ با یک حرکت تراولینگ دو زاویه و دو حرکت دوربین را طراحی کرده است که همزمان اتفاقات دو طرف صحنه را به تصویر بکشد .

درجلوه های ویژه رایانه ای خوب کار می کنیم ولی خوب دیده نمی شویم

به سراغ محمد رضا ذبیحی مسوول جلوه های ویژه رایانه ای می روم . کسی که کارش هنوز برای برخی کارگردانان سینما و تلویزیون شناخته شده نیست چه برسد به مخاطب و معتقد است ما به لحاظ تکنولوژی چیزی کم نداریم و افرادی داریم که در این زمینه خوب کار می کنند ولی خوب دیده نمی شوند .

وی می گوید : در این سریال به دلیل اینکه کارگردان دوست دارد همه چیزرا آنلاین ببیندجلوه های ویژه رایانه ای به دو بخش تقسیم شده ، بخش میدانی که ما قبلا درست کرده ایم و کارگردان در مانیتور آن لاین می بیند و بخشی که پس از کار به صحنه اضافه می شود .

ذبیحی در خصوص تفاوت جلوه های ویژه رایانه ای و بصری می گوید : تفاوتشان فقط در این است که در جلوه های ویژه رایانه ای  تروکاژها از قبل ساخته می شود و سر صحنه در مانیتورها دیده می شود ولی در جلوه های ویژه بصری تروکاژ ها مثل انفجار ، تیراندازی یا شکستن شیشه بعد از فیلمبرداری و پای میز تدوین انجام می شود .

در سری اول این مجموعه 98 بازیگر اصلی ایفای نقش کردند و 9 داستان متفاوت در 13 قسمت روایت شد که در 109 لوكیشن اصلی و 228 لوكیشن فرعی تصویربرداری آن انجام گردید . و این گونه که از ظاهر کار معلوم است سری جدید این مجموعه که قرار است در 26 قسمت آماده پخش شود نیز به لحاظ بازیگر و تعدد لوکیشن  کمتر از سری اولش نباشد .

مجموعه تلویزونی «هوش سیاه۲» محصول سیمافیلم است و نگارش فیلمنامه این مجموعه را همچون سری اول، آرش قادری برعهده دارد.




طبقه بندی: گزارش،
برچسب ها: عصرهنر، مسعود آب پرور، سید مرتضی فاطمی نویس، میررضا دلاوری، کیهان ملکی، سودابه بیضایی، حمید ابراهیمی، حسین سحرخیز، کاظم هژیرآزاد، کمند امیرسلیمانی، مجید واشقانی، کاوه ایرانی، اتابک نادری، ارسلان قاسمی، زهرا سعیدی، هوش سیاه 2،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات