تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - گزارش پشت صحنه فیلم تلویزیونی « یک دماغ ناقابل »
تاریخ : شنبه 7 بهمن 1391 | ساعت 07 و 46 دقیقه و 55 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

«یک دماغ ناقابل» هدیه نوروزی سیمافیلم

گزارش از : بهناز وفایی وحدت

          دماغ یاهمان بینی به عنوان یکی از اعضای بدن در صورت واقع شده و آنقدر استراتژیک است ، که از قدیم و ندیم درباره آن http://asrehonar.persiangig.com/yek%20damaghe%20naghabel/13.JPGزیاد صحبت کرده اند . مثلا وقتی می خواستند حال کسی را بپرسند ، می گفتند : دماغت چاق است ؟ و یا به کسی که مغرور است می گفتند : دماغش باد دارد ویا ازدماغ فیل افتاده  و ....

          خلاصه این عضو از بدن نسبت به سایر اعضای بدن انسان از ارج وقرب بسیاری برخورداربوده و هست .تا جایی که امروزه برای زیبایی ، بعضی ها به جراحی دست زده تا مثلا دماغشان را سربالا کنند . و البته اهمیت این عضو آنقدر است که در دنیای تصویر هم مورد توجه واقع شده ، مثلا کارگردانی ، فیلمی بنام دماغ می سازد که ماجرای دختری از خانواده کم بضاعت است و برای اینکه خواستگار داشته باشد تلاش می کند تا دماغش را عمل کند . و کارگردانی دیگر این عضو مهم را ناقابل می داند و فیلمی با مضمون همان فیلم دماغ که پیش ازاین ازآن یاد شدجلوی دوربین می برد؛ اما این بار از منظری دیگر به آن نگاه می شود و تمام اتفاقات در خانواده ای مرفه رخ می دهد .

          عازم منطقه غرب تهران و اتوبان اشرفی اصفهانی می شوم . خانه ای در یکی ازخیابان های نزدیک به محله باغ فیض که خانواده ای متمول در آن زندگی می کنند . خانه ای با معماری امروزی و مبله به همراه تمام لوازم و وسایل و تکنولوژی جدبد و تابلوهایی که دبوار پذیرایی را تزیین کرده و پرده هایی که به لحاظ رنگ با مبلمان خانه همخوانی دارد ؛ همه و همه حکایت از یک زندگی مرفه برای خانواده قصه « یک دماغ ناقابل » نوشته علی‌اصغراحمدی مقدم دارد که به کارگردانی مجتبی چراغعلی جلوی دوربین حمید احمدی رفته است.      

          پدر خانواده عزت ال... مهرآوران است و مرجانه گلچین به عنوان مادر و سحرولدبیگی نیز دختر ترشیده آنان که تنها راه رهایی از بدشانسی و رفتن به خانه بخت را جراحی دماغش می داند و عاقبت افشین سنگ چاپ در نقش فرنود وارد زندگی آنان شده و به عنوان داماد سرخانه به جمع آنها می پیوندد .

         وارد خانه می شوم ، گروه در پذیرایی مشغول کار هستند و به همین دلیل فرصت سلام علیک و خسته نباشید در همان ابتدا ایجادنمی شود . خانم مسنی با چادرگلدارخودساکت در قسمت حال خانه روی صندلی نشسته است که بعدا متوجه می شوم صاحب خانه است . او به آرامی در گوشه ای کار گروه را نظاره می کند . و گروه هم با سر وصدا تمرین می کنند و به کار خود مشغول هستند . مرجانه گلچین در کناری استراحت می کند و فرصت مناسبی می بینم حالا که گروه مشغول کار هستند و فعلا جلو نمی توانم بروم  کارم را با مصاحبه با دختر شیطون و محبوب سریال پر خاطره « آیینه » و بازیگرخوش اخلاق و طناز دهه اخیر تلویزیون شروع بکنم . او برای اینکه صدایش مزاحم صدابردارنشود خیلی آرام و با صدای پایین درباره کار توضیح می دهد .

مرجانه گلچین : دلم برای کارجدی تنگ شده است

مرجانه گلچین با اشاره به این که « یک دماغ ناقابل » طنز اجتماعی است و هدف اصلی آن مطرح کردن موضوع وفای به عهد است ، گفت : مسئله ما به عنوان یک خانواده در این فیلم بزرگی دماغ دختر خانواده است .

گلچین که کار تلویزیونی خود را از سال 61 در مجموعه تلوبزبونی خانواده به کارگردانی مشترک غلامحسین لطفی و داریوش مودبیان شروع کرده است ، با توجه به فعالیت تئاتری و سینمایی که داشته ، معتقد است مجموعه تلویزیونی آیینه معرف جدی او به همگان بوده است .

          وی که از 9 سالگی با نقش های جدی در تئاترکودکان و فیلم های سینمایی  چون «گل مریم » به کارگردانی محمدی و « قصه زندگی » به کارگردانی خسرو شجاعی بازیگری را آغاز کرده ، چند سالی است در آثار طنز حضور دارد و روی آوردن به آثار طنز را تجربه جدید و گریزی در بازیگری چند سال اخیر خود می داند و خیلی جدی می گوید : دلم یرای کار کاملا جدی تنگ شده و امیدوارم به همان ژانری که ازاول شروع کردم باز گردم و مجدد کار جدی را تجریه کنم .

          این بازیگر که اولین تجربه اش با مجتبی چراغعلی است ، فضای پشت صحنه این فیلم تلویزیونی را صمیمی و دوستانه می داند و می گوید :طبیعی است که راندمان کار با این صمیمیت هابالا می رود و حتما فضای شاد کار در آن طرف دوربین هم به مخاطب منتقل می شود  و امیدوارم خوششان بیاید .

دماغ مگه حروم می شه

          نوبت بازی همه افراد خانواده می رسد . مادر و دخترش افسون که سحر ولدبیگی نقش آن را ایفا می کند کنار هم روی مبل در انتهای پذیرایی می نشینند و افسون سرش را روی شانه های مادر می گذارد و بخاطر دماغش گریه می کند . در پلان 10 از سکانس 20 دختر گریه کنان بلند می شود و با عصبانیت می گوید :  این دماغ دیگه واسه من دماغ بشو نیست !

پدرش می پرسد : واسه چی ؟

افسون که همچنان عصبانیست می گوید : واسه چی ؟ واسه این که غصبیه،حرومه،دزدیه .

پدربا تعجب می گوید : چی چی رو دزدیه ، حرومه  ؟ دماغ مگه حروم میشه ؟

این بگو مگوها بین آنها مادر را به طرفداری دختر و داماد را به طرفداری پدرزن سوق می دهد و دوربین ابتدا در نمایی لانگ با حرکت پان همه خانواده را در قاب خود دارد و  با تکرار همین بازیها و دیالوگ ها متناسب با دکوپاژ کارگردان دوربین با  تک شات و 2شات و 3شات حس بازیگران را از نماهایی نزدیکتر ثبت می کند . دوربین چندین بار جای خود را عوض می کند تا از زوایای مختلف این سکانس را ثبت کند و ریتم تندی به کار دهد .

مهرآوران :در تئاتر خودم را اصلاح و در تلویزیون و سینما مصرف می کنم

عزت ال... مهرآوران از بازیگران با سابقه تئاتر و سینما و تلویزیون است که بیشتر حضورو فعالیتش در تئاتر می باشد چرا که اعتقاد دارد در صحنه تئاتر جان دوباره می گیرد .

او باتوضیح این که  در تئاتر خودم را اصلاح و در تلویزیون و سینما مصرف می کنم و به همین دلیل سعی می کنم حضورم را در تئاتر همیشه حفظ کنم ، در خصوص آشنایی اش با چراغعلی گفت : این کارگردان دنیای تصویر را از دریچه تئاتر می بیند و این دو مدیوم را در هم آمیخته است . پس از آشنایی نقش بهمن پدر خانواده را در فیلم  « یک دماغ ناقابل » به من پیشنهاد داد . بعد از خواندن فیلمنامه ، کار را در حد یک طنز جا افتاده دیدم که موقعیت های خوبی را برای بازیگر پدید می آورد ، به همین دلیل پذیرفتم و امبدوارم مخاطب هم بپذیرد .

          بعد از مصاحبه دوباره به سراغ گروه کارگردانی می روم و در کنار کارگردان بازیها را از داخل مانیتور می بینم . همان بازی ها و دیالوگ ها که تداوم حس در این شرایط خیلی سخت است ، اما بازیگران خوب از عهده کارشان برمی آیند چرا که با این تعدد پلان کمتر پیش می آید که برداشت ها تکرار شوند .

چراغعلی  : « یک دماغ ناقابل » هم همچون کارهای قبلی ام در ژانر طنز است

    مجتبی چراغعلی فارغ التحصیل کارگردانی از دانشگاه سوره ، کارگردان جوانی است که اولین فیلمش در سال 1387 با نام « یک آسمان آبی سقف اتاق من است » از شبکه سیما پخش شد . « ول کن دستمو » ، « داماد مصلحتی » ،« چشماتو نبند » ، « اند خلاف »از آثار دیگراین کارگردان است که در کارنامه کاریش به ثبت رسیده و اکنون « یک دماغ ناقابل » را به عنوان ششمین اثر خود برای گروه اجتماعی سیما فیلم می سازد .

          وی که بعد از 10 سال سابقه برنامه ریزی و دستیاری کارگردان هایی چون مسعود نوابی ، مهدی مظلومی و ... ؛ در سمت کارگردان فعالیت خود را در این عرصه ادامه می دهد ، قصد دارد ششمین اثر خود را برای پخش در نوروز 1392 آماده سازد .

          این کارگردان درباره این فیلم می گوید : نویسنده فیلمنامه علی‌اصغر احمدی‌مقدم است و طی نشستی که با هم داشتیم ایشان پذیرفتند ، نظراتم را در بازنویسی لحاظ کنند و نتیجه این همکاری و تعامل الآن جلوی دوربین رفته است .

          چراغعلی با ابن توضیح که « یک دماغ ناقابل » را هم همچون کارهای قبلی اش در ژانر طنز کار می کند ، امیدوار است موردتوجه مخاطب قرار بگیرد و اوقات خوشی را درایام نوروز برای آنان رقم بزند و در ادامه می گوید : 13 روز از تولیدکار می گذرد و طبق برنامه ریزی مسعود حقی این کار باید 16 روزه تمام شود و باتوجه به گروه خوبی که تهیه کننده دور هم جمع کرده است ، همگی تلاش میکنند با سرعت کار را پیش ببرند .

           در یکی از پلانها که دوربین از زاویه ای دیگر بهمن ، پدر خانواده را می گیرد ، لرزشی خفیف در تصویر دیده می شود که با تذکر منشی صحنه و بازبینی مجدد کارگردان تکرار می شود .

          منشی صحنه در این گونه فیلم ها که کارگردان سعی دارد با خرد کردن سکانس ها ریتم مورد نظزش را ایجاد کند برای حفظ تداوم حس بازیگران و چینش آکسسوار صحنه باید دقت کافی داشته باشد.تاجایی که می گویند منشی صحنه چشم کارگردان در زمان فیلمیرداری و برگه های یادداشتش کمک بسیاری به کارگردان و تدوینگر در زمان تدوین می کند و با این حساسیتی که در پلان قبل دیرم بنظر  بهشته ناصری ، به عنوان منشی صحنه خوب از عهده مسوولیت بر می آید .

افشین سنگ چاپ : ویژه گی این داماد همانند آدمهای چترباز است

          افشین سنگ چاپ کارش را در سنین نوجوانی از سال 1364 با بازی در سریال « ما می توانیم » به کارگردانی مجتبی یاسینی  شروع کرد . او همزمان با فعالیت در تئاتر در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر فارغ التحصیل شد و در زمینه دنیای تصویر در سمت های مختلف از جمله دستیار کارگردانی و برنامه ریز کار خود را به نحو اخسن انجام داد و پس از کسب تجربیات ارزشمند در سمت انتخاب بازیگر و بازیگردان در آثار مختلف تلوبزبونی نقش عمده ای ایفا می کند . او که همچنان با بازی در نقش های منفی و طنز و اکتیو ،خود را به مخاطب شناسانده در فیلم تلویزیونی « یک دماغ ناقابل » نقش فرنود داماد سرخانه ای را بازی می کند که به تعبیر خودش ویژه گی این داماد همانند آدمهای چترباز است .

          وی درباره نقش خود این گونه توضیح می دهد : با توجه به این که داستان این فیلم طنز برگرفته از اجتماع امروزی است ، نقش کاراکتری را بازی می کنم که بیکار و بی  پول و بی مسوولیت  است و از قضا دختر تک فرزندی را برای ازدواج انتخاب می کند که بتواند از موقعیت مالی پدرش بهره ببرد .

          سنگ چاپ کاراکتر فرنود را شخصیتی بی مزه و بی نمک تحلیل می کند و معتقد است برخلاف نقش هایی که تاکنون ایفا کرده ، نقش کسی را بازی می کند که نسبت به محیط اطرافش بی تفاوت است .

          دوربین برای پلان آخر سکانس 20 روی ریل قرار می گیرد و ابتدا  مادر و دختر را در قاب خود دارد که دختر با عصبانیت کوسنی که در دستش دارد را پرت می کند و با گفتن این جمله که این دماغ دیگه برای من دماغ بشو نیست از قاب دوربین خارج می شود مادر می خواهد بدنبالش برود که همرمان با حرکت او دورلبن نیز بسمت جلو حرکت می کند تا مادر که در حال رفتن است را با پدر و مادر در یک قاب داشته یاشد . داواد جلوی او را می گیرد و با خونسردی تمام جلوی مادر زن را می گیرد و به او می گوید شما نگران نباشید داماد گرفته اید برای چنین روزهایی اون زن منه و خودم آرومش می کنم . مادر که همینطور چپ چپ به داماد نگاه می کند با داد می گوبد خوب اگه می خواهی بری دنبالش تا بلایی سردماغش نیاورده برو دیگه ......

برای توضبحات تکمیلی بعد از ضبط این پلان به سراغ برنامه ریز رفتم و از گروه خداحافظی کردم 

مسعود حقی : عمل جراحی باعث بوجود آمدن ماجراهای « یک دماغ ناقابل » می شود

             مسعود حقی برنامه ریز این فیلم تلویزیونی می گوید : 60 درصد کار در همین لوکیشن اتفاق می افتد و طبقه پایین لوکیشن خانه عروس و داماد است و طبقه بالا که در حال حاضر گروه حضور دارند خانه پدر عروس است .

وی با اشاره به این که پس از سه روز تصویربرداری در طبقه پایین ، در حال حاضر آمدیم بالا و در واقع منزل پدر که آقای مهرآوران نقش آن را ایفا می کند در باره نوع کار کارگردان توضیح  می دهد : نگاه کارگردان این است که معمولا سکانس ها را بیش از 15 یا 16 پلان خرد می کند و ما در طول این فیلم شاید 2 یا 3 مورد سکانس – پلان بیشتر نداشتیم چون کارگردان برای حس و حال کار و تند شدن ریتم داستان ، اعتقاد به خرد کردن سکانس ها دارند .

حقی با این توضیح که در کارهای طنز معمولا نقطه نظرهایی بازیگران طناز دارند که در دورخوانی ها اضافه می کنیم و در چنین شرایطی ممکن است دکوپاژ کارگردان تغییر کند که یقینا به نفع کار است ، درباره قصه این فیلم می گوید : خانواده ای که در این فیلم به تصویر کشیده می شوند قصد دارند دخترشان را به خانه بخت بفرستند و از این روی دست به عمل جراحی دماغ دخترشان می زنند ، که باعث بوجود آمدن ماجراهای « یک دماغ ناقابل » می شود مرجانه گلچین، عزت‌ا... مهرآوران، سحر ولدبیگی، افشین سنگ‌چاپ، امیر قریب‌زاده، الیزابت امینی، مجید شهریاری، علی جانثاری بازیگران اصلی این فیلم تلویزیونی هستند.

سایر عوامل اصلی پروژه عبارتند از: مجری طرح : محسن پورهاجریان، کارگردان : مجتبی چراغعلی ،نویسنده: علی‌اصغر احمدی‌مقدم، مدیر تصویربرداری: حمید احمدی، مدیر تولید: علیرضا باقربیگی، مدیر برنامه‌ریزی: مسعود حقی، طراح صحنه و لباس: شیرین بوریایی‌دوست، صدابردار: محمد قمی، طراح چهره‌پردازی: علیرضا باقربیگی، منشی صحنه: بهشته ناصری، مدیر تدارکات: سیدجواد لاجوردی، دستیاران کارگردان: سیدحمیدرضا رفایی، ماهان میمی، دستیاران تصویربرداری: مهیار میرجلالی، هادی راوندی، مهرداد اکبری، محمد برهانی‌زاده،عکاس: مسعود پورهاجریان،  دستیاران صحنه و لباس: محمدبیدگل، میثم‌کرمی، سعیده‌یزدی، دستیار صدا: احمد ذوالفقاری، مجریان گریم: سحرموسوی، علی زاهدی، عاطفه جلالی، دستیاران تدارکات: شاهین‌‌رادفر، علی حق نظری، داوود صوفی.
« یک دماغ ناقابل» به تهیه کنندگی اصغر پورهاجریان ، در گروه اجتماعی سیمافیلم تهیه می‌شود


برچسب ها: عصرهنر، مجری طرح : محسن پورهاجریان، کارگردان : مجتبی چراغعلی، نویسنده: علی‌اصغر احمدی‌مقدم، مدیر تصویربرداری: حمید احمدی، مدیر تولید: علیرضا باقربیگی، مدیر برنامه‌ریزی: مسعود حقی، طراح صحنه و لباس: شیرین بوریایی‌دوست، صدابردار: محمد قمی، طراح چهره‌پردازی: علیرضا باقربیگی، منشی صحنه: بهشته ناصری، مدیر تدارکات: سیدجواد لاجوردی، دستیاران کارگردان: سیدحمیدرضا رفایی، ماهان میمی، دستیاران تصویربرداری: مهیار میرجلالی، هادی راوندی، مهرداد اکبری، محمد برهانی‌زاده، عکاس: مسعود پورهاجریان، دستیاران صح محمدبیدگل، میثم‌کرمی، سعیده‌یزدی، احمد ذوالفقاری، سحرموسوی، علی زاهدی، عاطفه جلالی، دستیاران تدارکات: شاهین‌‌رادفر، علی حق نظری، داوود صوفی.،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات