تبلیغات
عصرهنر WWW.ASREHONAR.NET - نقدی برسریال « خوب ، بد ، زشت » ساخته منوچهرهادی
تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393 | ساعت 01 و 16 دقیقه و 56 ثانیه | نویسنده : عصرهنر

  « خوب ، بد ، زشت » بر تحکیم نظام خانواده تاکید دارد

 

امیر افشارفتوحی 

سال گذشته شبکه دوم سیما با پخش سریال « آب پریا » به کارگردانی مرضیه برومند توانست نگاه منتقدانه مخاطبش را به این شبکه معطوف کند . و امسال این مسوولیت  برعهده تهیه کننده با سابقه تلویزیون علیرضا سبط احمدی و منوچهر هادی کارگردان جوان بود .

سریال « خوب ، بد ، زشت » اولین تجربه منوچهر هادی به مناسبت نوروز است که در روزهای آغازین سال 93 در 15 فسمت 45 دقیقه ای هرشب ساعت 21:30 از شبکه دوم سیما پخش شد . البته به دلیل تقارن با ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمه (س) پخش آن از 27 اسفند آعاز شد و 12 فروردین شاهد آخرین قسمت آن بودیم .

منوچهر هادی کارگردانی است که در آثار قبلی اش نمونه هایی از دکوپاژهای مختلف را تجربه کرده و با نگاهی رئالیستی سعی دارد ساختاری که به زندگی روزمره نزدیک باشد را در اثر خود دنبال کند ، همچنان که در سریال «خداحافظ بچه» نشان داد تا چه اندازه می تواند به زندگی عادی مخاطبانش نزدیک شود ؛ اما در کار اخیرش به نظر در برخی مواقع با بازی گرفتن کاریکاتوری از حیایی و سلوکی تا حدی از خواسته اش فاصله گرفته است .

  « خوب ، بد ، زشت » با مضمونی اجتماعی بر تحکیم نظام خانواده تاکید دارد و این نکته از نقاط قوت این سریال است . هادی ، خانواده ای که بر اثر مشکلات پیش آمده دچار تزلزل شده را به تصویر می کشد که با همدلی و همفکری و خرد جمعی بر مشکلات فایق می آیند. مضمونی که سال هاست از آثار تلویزیونی و سینمایی ما رخت بربسته و جای خود را به خشونت ، خیانت و لجام گسیختگی در خانواده ایرانی داده است . گویی برخی کمر بر نابودی فرهنگ اصیل ایرانی ، اسلامی بسته اند و تنها به هنرمندان متعهد کشورمان می توانبم امید داشته باشیم که این مهم را در آثار خود لحاظ کنند ؛ کما این که  در سریال های نوروزی امسال ، سه سریال « پایتخت 3 » ، « روزهای بد به در » و « خوب ، بد ، زشت » براین فرهنگ اصیل بطور جد پایبند بوده و تاکید داشتند .

  فیلمنامه « خوب ، بد ، زشت » را در قالبی اجتماعی و خانوادگی و با کمی چاشنی طنز نگاشته  ؛ اما شاید به دلیل سرعت در کار به اجبار موضوع دم دستی ای را برای شخصیت اصلی قصه اش در نظر گرفته که همان قصه های عاشقانه محبوب فیلم های هندی و یا ایرانی چهارپنج دهه گذشته یعنی عشق یک پسر فقیر به یک دختر پول دار است و البته نویسنده اثر تلاش می کند تا با  ساختار شکنی ، در نهایت شخصیت اولش را برای رسیدن به معشوق ناکام بگذارد .

به نظر ،  در نگاه اول نویسنده برای رسیدن به مقصود  در پرداخت قصه اصلی و رسیدن به هدف نهایی  که همانا انسجام خانواده است ؛ روال خوبی پیش گرفته  ؛ اما از نگاه کمی ریزبینانه به مشکلاتی درساختمان قصه این سریال برمی خوریم و می بینیم نویسنده  در شخصیت پردازی شخصیت اول قصه اش هم ضعیف عمل کرده و کاراکتر متزلزلی را به نمایش می گذارد . جوانی سرکش و پرانرژی  که مسیر درست زندگی کردن را خوب یاد نگرفته و اتفاقی در زندگی او  می افتد تا دوباره به سوی خانواده و زندگی برگردد . در واقع روی آوردن به خانواده برای پسر شرور قصه با اتفاق نجات یک دختر و عاشق او شدن و به زندان افتادن ، آنچنان قدرتی به فیلمنامه نداده است که مخاطب را به همذات پنداری دعوت کند .

بهادر  در پی ماجرای دفاع از دختری در برابر ارازل به زندان می افتد و به عنوان کسی که حبس کشیده با پابندی ، بطور مشروط از زندان آزاد می شود . او با یک نگاه عاشق خانم دکتری می شود که از دست ارازل نجاتش داده است . آن دختر نیز با طرز فکری که دارد و آنگونه که پدرش به عنوان تاجر موفقی که پایبند خانواده و اصول اخلاقی است در سریال معرفی می شود هیچکدام برای آزادی این پسر ناجی کاری نمی کنند و در عوض پسر این تاجر موفق که با پدر سرناسازگاری دارد بهادر را از زندان آزاد می کند با این امید که درس شجاعت و مردانگی را از بهادر یاد بگیرد و او نیز همچون بهادر تا پایان چیزی جز بازی اغراق شده به نمایش نمی گذارد .

بهادر پسری غیرتی است و درس لوطی گری و مردانگی را از دایی خود یاد گرفته ؛ اما برای رسیدن به معشوقش همه آن چیز هایی را که  یاد گرفته و مدعی است ، زیر پا می گذارد ، کسی که برای رسیدن به خانواده تلاش می کند و ضرب المثل کبوتر با کبوتر ، ورد زبانش است ، همچنان به دنبال تصاحب خانم دکتر است و قصد دارد به آقای دکتر نارو بزند ، کسی که از صفر شروع کرده و در کنار کار ، درس نیز خوانده و در حسرت خانواده نداشته اش است . خانواده ای که او را در خواستگاری از دختری که 6 سال است دوستش دارد ، همراهی کنند و در نهایت همه تحولاتی که از داستان این سریال انتظار می رود با نریشن پایانی بازگو می شود .

به نظر بهادر به عنوان کاراکتر اصلی در سایه کاراکتر های دیگر قصه از جمله بهاره و بهنوش و داماد خانواده و حتی سوسن گم می شود و چه بسا در این راستا به جرات می توان گفت داستانی که برای شخصیت بهنوش و همسرش در این سریال طراحی شده از قوام بیشتری برخوردار بوده و تماما در خدمت تم اصلی کار که همانا تلاش برای استحکام خانواده است ، می باشد . بهنوش نمی داند از زندگی چه می خواهد و بجای این که به همسر و فرزندانش دل ببندد ، مدام بفکر تنوع و تحول در زندگی اش است و این تغییر را نه در سیرتش بلکه در صورت خود جستجو می کند . بهنوش بجای اتکا به خانواده اش به دنیای مجازی وابسته شده و دل کندن از آن بخوبی در اثر تصویر می شود و مخاطب را با خود همراه می کند .

سوسن نیز دختری است که در دنیای عروسک هایش غرق است و هرگاه با ناملایمات زندگی روبرو می شود روزه سکوت گرفته و به آنها پناه می برد . او نیز همچون خواهرش بهنوش در نهایت خانواده را به هرچیز دیگری ترجیح می دهد .

  شخصیت بهاره با بازی خوب رهنما مکمل خوبی برای نشان دادن فداکاری یک فرد برای حفظ نظام خانواده و البته در کنار پدر سایه ای بر سرخانواده اش است . او با فداکاری از امیال شخصی اش می گذرد تا در جایگاه مادری که از دست داده ، به عنوان دختر بزرگ ،خانواده سنتی خود را حفظ کند .

دغدغه های هریک از افراد این خانواده به تنهایی داستان مجزایی است که از بطن جامعه بیرون آمده است و  این داستانکها با انسجام خوبی درکنار هم قرار گرفته و خانواده ای را به تصویر می کشند که تمام اعضایش در نهایت به اصل خویش بازگشته و در نهایت به زندگی سنتی ایرانی که همانا دورهم بودن  و مهربانی است روی می آورند و این مهم نیز از نقاط قوت این سریال محسوب می شود .




طبقه بندی: نقد ، یادداشت ، تحلیل،
برچسب ها: عصرهنر، امیرافشارفتوحی، خوب بد زشت، منوچهرهادی، بابک کایدان، امین حیایی، بهاره رهنما،

  • قیمت سکه
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات